پارت 2🍭🦋

پارت 2🍭🦋
هشدار : این پارت قرار از خنده بمیرید ( خدا نکنه🥺)

ویو ا/ت

کلاس تموم شده بود تام هم رفته بود کتاب خونه بخدا نمیدونم چه علاقه ای به کتاب داره که منو تنها میزاره ولی خدای چه جای قشنگی کیف کردم

داشتم با خودم حرف میزدم که هری اومد پیشم تا سر صحبت باز شد
دست یکی بینمون بود و برای خودش جا گرفت نگاه کردم دید دراکو

با یه اخمی به هری نگا میکرد
بعد گفت سلام ات خوبی بعد کلاس گم شدی و لبخندی کوچک زد که هری باز حرف زد این دو انقدر بحرفید اند که یکی زد تو سر هر دوشون که دیدم تام بود داشتم می خندیدم که دراکو گفت چه قشنگ می خندی
که تام اومد جلو گفت مرسی عزیزم همچنین که اون رون اومد و هری رو بزور برد تام هم گوش دراکو رو گرفت برد و باز اومد پیش من

نویسنده

تام : ات از هری خوشت میاد

ات: اره اما مثل یه دوست خیلی خنگه

تام : البته که خنگه شکی در اون نیست. اما سعی کن با دراکو هم خوب باشی مثل یه دوست

ات : باشه ولی دراکو مثل اونی نبود که تعریف میکردی نیست

تام : چطور مگه؟

ات: تو گفتی قلدره مغرور اما بیشتر میخوره خنگول بامزه باشه
دیدگاه ها (۰)

متیو و دختری از جنس دریا p3

.پارت 23 ویو ات و هیون داخل مدرسه: ات: اخیش بلاخره رسیدیم مد...

پنهان عشق

Last leaves/رمان جیمین

#برادر ناتنی من

Do I love him, or do I hate him?p:²که مچم توسط یکی گرفته شد_...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

My dady پارت①①دختره اومد. یه لباس سفید با روپوش مشکی تنش بود...

{عشق بی پایان}پارت:۱ویو ات:دوباره دارم کتاب موردعلاقم رو می ...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط