گاهی وقتا فک میکنم کاش میشد

گاهی وقتا فک میکنم کاش میشد
اعضای بدنمو در بیارمو بشورم و بزارم سرجاش
مثلا مغزمو که پر از فکرو خیاله بی توجهیتع
یا قلبمو که توش یه سکنع دارع  که اونم  تو عه  اشتباهیع
چشمم رو  که صحنه هایی رو دید که ارزش  دیده شدن نداشت  و اشکش سر ریز شد تا  توی اون  لحظه پاک کنه  تمام اون دونفره هایی که تو بودی و دیگری
یا پا هامو  که به شوق دیدنت تمام راه رو  دوید
،
آغوش پر از عشقم رو  گشودم برای تو، تویی که وصله تنش کسی جز من بود شاید پاک شد آغوشم از آرامش موقتی که تو برایم ساختی
و گونه هام که با بوسه های تو گل انداخت
و لب هام رو  که با لب های تو طعم هوس گرفت
یا دست هام که وقتی دستتاتو میگرفت تا اوج آسمان ها پرواز میکردم ؛
رگ هام که به شوق بودن تو جاده ای شده بودن برای جریان یافتن خون هایی که با تمام گلبول های قرمزو سفیدش بودنت رو فریاد میزدن و پلاسماش آرامش آغوش تو رو
بینی ام رو که پراز عطر تلخ مردانه  تو که شاید به یاد بیاره خوش بوترین بو ،عطر گل هاست نه عطر تنت
یا مثلا موهام رو بکنم و حسابی بشورم و جلوی آفتاب بزارم شاید هم آغشته به نمک  تا حس لذتی که وقتی موهامو میبافتی کاملا پاک شه
تا شاید روحو تنم اون روز های اشتباهی رو فراموش کنن
بعد از این کارها قول میدم تمام وجودم را پلاستیک پیچ کنم که دیگر هوس آلوده کردنم را  به عشق نکند (:

#خودم نویس
نظر تونم برام بنویسید
دیدگاه ها (۷۹)

دختر و پارتی

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۴دودِ...

حس میکنم به پوستر جدید عادت ندارید ....

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

چند پارتی

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط