پدر خونده( part 52)

پدر خونده( part52)

جونگکوک خنده ای کرد و سری برای دختر همیشه خنده رو تکون داد و گفت

&ممنونم هانا.

با شنیدن صدای گوشیش دستش رو توی جیبش برد و گوشی رو بیرون کشید.

با دیدن پیامی از ات ابرو بالا انداخت .

تقریبا مطمئن بود ات اهل پیام دادن نیست و حتی چک نمیکنه چون یادشه که یک بار به ات پیام داد و یک ماه بعد فقط یه ایموجی تحویل گرفت.

پیام ات
*هتل جِی طبقه چهارم اتاق ۵ ... منتظرم.

ابرو بالا انداخت .
رو به هانا چرخید و گفت

&من باید برم هانا ..مراقب خودت باش حتما خواستی بری در استدیو رو قفل کن امروز جز خودمون کسی قرار نیست بیاد.

هانا با لبخند گفت

■باشه جئون جونگکوک میبینمت .

جونگکوک از لحن جئون گفتن هانا برای بار nام به خنده افتاد.

جونگکوک از استدیو بیرون رفت و توی ماشین نشست .

ماسک و کلاهش رو روی صورتش گذاشت.

بادیگاردش که دید جونگکوک از ماشین شخصی استفاده میکنه سوار موتور سنگینش شد و منتظر شد تا جونگکوک راه بیوفته و تا مقصد اسکورتش کنه.
دیدگاه ها (۴)

مافیای منقسمت سوم | «بیرون از شرکت، مدیر من نیستی»جونگکوک هم...

Matia Love :)))پارت : 16جونگکوک : نمیتونم از ات دوری کنم ، م...

Why Did I Fall in Love with You? P²⁷ | Truth or DareView: Ho...

My_idol

ات با صدای لرزون گفت:ـ کجاست؟جیمین سرش رو بالا آورد.ـ ات، بذ...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

ترکم نکن

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط