مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 10

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 10




(ویو تهیونگ. نشسته بودیم که ون دوتا دختر ومدن برا یه لحظه مات زیبایشون شدم ونی که موقع مبارزه همش دوستش رو تشویق میکرد خیلی خوشگل شده بود واستاا ببینم اینا چیه من میگم نه این هوسه فقط یه هوسه )

(ویو جونگ کوک نشسته بودم و به حرفای تهیونگ. مترجم های قطری ها گوش می کردم که ون دوتا دختر وارد سالن شدن محو زیبایی ونی که باهام مبارزه کرد شده بودم اخه یه نفر چطور میتونه اینقدر زیبا باشه)

(ادمین. خوب همون طور که میبیند تهکوک عاشق شدن اما نمیخان قبول کنن ( یه کاری میکنم قبول کنن یاع 🤣) خوب حالا هم داشتن به ا/ت و سوریا نگاه میکردن که یکی از قطریا بلند شد و به سمت ا/ت رفت و همین که خاست دستشو به س. ی. ن. ه اش بزنه که تهیونگ سریع به سمت رفت و محکم مچ دستش رو گرفت ( جانننن غیرتی شد🤣🤣 تهیونگ. انقد پیام بازرگانی نزار برو بقیشو بگو ملت منتظرن. ادمین خوب حالا)

مرد قطری. چیکار می کنی آقا این دوتا دیگه مال منن ( اینو به عربی گفت
تهیونگ. ( یه نگاه به مترجم کردم که معنی حرفشو بگه
مترجم. ارباب ایشون میگن که این دوتا مال منن دارید چیکار می کنید
تهیونگ. تا وقتی تو عمارت من هستید اجازه دست زدن بهشون رو ندارید وقتی رفتید کشور خودتون هر کار خاستین بکنید
(متجرم برای مرد حرف تهیونگ رو ترجمه کرد/
مرد قطری. هومم باشه
( مترجم ترجمه کرد)
تهیونگ. خوبه
مرد قطری. پول ها رو روی میز گذاشت و گفت اینم حساب ما با شما ما دیگه میریم
مترجم. ترجمه کرد
تهیونگ. بله خوش ومدی
مترجم. ترجمه کرد
( ادمین.ا/ت و سوریا سوار ماشین قطریا شدن و ماشین به سمت اسکله حرکت کرد و بعد از چند مین و همه سوار کشتی شدن)
( ویو سوار کشتی شدیم و رفتیم داخل یه اتاقک سوریا رنگش پریده بود فکر کنم دریا زده شده بود ون از همون اول که سوار کشتی شدیم اینجوری شد)
تهیونگ. جونگ کوک
جونگ کوک. بله
تهیونگ. باید ون دخترا رو بر گردونیم
جونگ کوک. ولی همین الان فروختیمشون
تهیونگ. میدونم ولی باید بر گردونیمشون
جونگ کوک. نه بابا از کدوم خوشت ومده خوشم ومد زود غیرتی شدی ( پوزخند
تهیونگ. ساکت ببینم خودت و ندیدی وقتی چهار چشمی بهشون زل زده بودی تو فکر کن از یکیشون خوشم ومده بايد هر طور شده برشون گردونی
جونگ کوک. چشمممم (خنده
جونگ کوک. بهشون با قایق حمله میکنم و هر دوتاشونو بر می‌گردونم
تهیونگ. خوبه
جونگ کوک. برا تو که عالیههه (خنده
تهیونگ. کوک ببند من که میدونم تو هم از یکشون خوشت ومده
جونگ کوک. خوب حالا بسته من میرم برشون گردونم
تهیونگ. برو




یاع یاع یاع یاع یاع یاع یاع یاع بمونید تو خمارییی🤣🤣🤣


شرط پارت بعد 15 لایک. 7 کامنت
دیدگاه ها (۲۵)

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

RESPECT OR DIE : پارت بیستم + نیلا عقب برو...مرد خندید...: (...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

{مافیایی برای من}پارت:۸ویو صبح:تهیونگ ویو:اه چقدر دلم درد می...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط