𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆
Part 44

چند روز از پیدا شدن حقیقت درباره بدهی خانواده گذشته بود.

هوسوک تصمیم گرفته بود پرونده را دوباره بررسی کند و نام خانواده ویولت را از آن بدهی قدیمی پاک کند.

اما همان روز، نامه‌ای از بندر به دست ناتان رسید.

نامه از طرف کشتی‌ای بود که آدرین و لوکاس در آن کار می‌کردند.

ناتان با نگرانی نامه را باز کرد.

ویولت که کنارش بود پرسید:

— چی نوشته؟

ناتان چند لحظه سکوت کرد.

— کشتی قراره چند روز دیگه برگرده.

ویولت نفس راحتی کشید.

— یعنی آدرین و لوکاس هم برمی‌گردن؟

ناتان لبخند کوچکی زد.

— اگر همه‌چیز طبق برنامه پیش بره، آره.

---

آن طرف، روی کشتی، آدرین کنار لوکاس ایستاده بود.

لوکاس به دریا نگاه می‌کرد.

— دلم برای خونه تنگ شده.

آدرین خندید.

— چند روز دیگه برمی‌گردیم.

لوکاس گفت:

— می‌خوام وقتی رسیدیم، اول برم پیش بابا.

آدرین سرش را تکان داد.

— منم همین‌طور.

یکی از ملوان‌ها از دور فریاد زد:

— هوا داره عوض می‌شه! همه آماده باشید!

آدرین به آسمان نگاه کرد.

ابرهای تیره آرام‌آرام جمع می‌شدند.

لوکاس پرسید:

— فکر می‌کنی طوفان می‌شه؟

آدرین جواب داد:

— نمی‌دونم. ولی بهتره آماده باشیم.

---

در قصر، ویولت نامه را دوباره خواند.

هوسوک وارد اتاق شد.

— خبر جدیدی؟

ویولت لبخند زد.

— آدرین و لوکاس قراره برگردن.

هوسوک سر تکان داد.

— خوبه.

ویولت گفت:

— بعد از این همه اتفاق، فقط می‌خوام خانواده‌ام دوباره کنار هم باشن.

هوسوک چند لحظه به او نگاه کرد.

— امیدوارم همین‌طور بشه.

اما همان شب، دریا آرام نبود.

و هیچ‌کس نمی‌دانست سفر برگشت، قرار است زندگی خانواده ویولت را برای همیشه تغییر دهد.


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۲)

💋فیلیکس و می سان 💋

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۱ | «حقیقتی که باید گفته م...

قسمت بیست و چهار

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۹ | یک قدم تا پایانسه روز گذشته بود.بر...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_61فصل بیست‌وهفت...

پارت هشتم — شایعهچند روز بعد، یورا و سوآ دوباره در بازار بود...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۵ آن روز تهیونگ برخلاف همیشه بیرون نرفت...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «می‌خواستم اینجا اول...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط