{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را
شبیه مادر پیری که می‌بوسد جوانش را


تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم که
نمی‌دانم زمانش را، نمی‌یابم مکانش را


من آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدان
برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را


پریشانم شبیه پادشاهی خفته در بستر
که بالای سرش می‌بیند امشب دشمنانش را


تو در تقویم من روزی نوشتی دوستت دارم
از آن پس بارها گم کرده‌ام فصل خزانش را


پرستویی که با تو هم قفس باشد نمی‌ ترسد
بدزدند آب و نانش را، بگیرند آسمانش را


تو ماهی باش تا دریا برقصد موج بردارد
تو آهو باش تا صیاد بفروشد کمانش را


من آن مستم که در می‌خانه‌ای از دست خواهد رفت
اگر دستان تو پر کرده باشد استکانش را

علی سلیمانی
دیدگاه ها (۴)

🦢 خانه‌ای که نباید عاشقش می‌شدم 🦢ژانر: دارک‌رومنس • مافیایی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را شبیه مادر پیری که ...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط