رمان دنیای من

رمان دنیای من
پارت ۲۰
دیانا،دستم و توی موهاش رد میکردم
ارسلان، سیم سشوار جلوی پاش بود اومد جلو تر که پاش گیر کرد به سیم و افتاد تو بغلم
و ل.ب.ش به ل.ب.م خورد
دیانا، ای لعنتی سیم گیر کرد به پام و افتادم تو بغلش و لبم به لبش خورد یه حس خجالت گرفتم ویه حس خوب دیگه مطمئن بودم که دوسش دارم فقط ...
ارسلان، لب که به لبم خورد یه حس خیلی خوب گرفتم مطمئن شدم دیگه دوسش دارم همون جوری به هم خیره بودیم که به خودش اومد و از روم بلند شد به خاطر عوض کردن جو گفت ساعت چنده و مشغول کارش شد یعنی خشک کردن موهام
دیانا، به خودم اومدم و از روش بلند شدم به خاطر عوض کردم جو گفت ساعت چند مشغول کارم شدم
ارسلان،ساعت ۵
دیانا، آهان خوب بعد از ۲ دقیقه موهاشو که خشک کردم بریم
ارسلان، بریم سوار ماشین شدیم بعد ۲۰ دقیقه رسیدیم به پاساژ رفتیم تو پاساژ
که دیانا گفتدیانا، من میخوام لباس زیر بخرم
ارسلان، خوب من کیفم و تو ماشین جا گذاشتم برم بیارم
دیانا، باشه دروغ گفتم میخواستم برای تولدش کادو بخرم رفتم براش یه عطر خریدم یه دستبند که وسطش خفاش داشت
چون توی اتاقش چیزهایی از خفاش بود
برای همین خریدم یه لباس زیر گرفتم و گذاشتم روی اینا
دیدگاه ها (۸)

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت15درد داشت و...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

رومان روز برفی (پارت8)از زبان اتواقعا خیلی آروم بود خوابش بو...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط