رومان روز برفی (پارت8)
رومان روز برفی (پارت8)
از زبان ات
واقعا خیلی آروم بود خوابش بوردہ بود با خودم فک کردم و تصمیم گرفتم کہ دیگہ باھاش سرد نباشم و جوری رفتار کنم کہ مطمئن شہ دوسش دارم
از خواب بیدار شد یکم منو نگاہ کرد بعدش گفت حالت خوبہ منم گفتم من خوبم تو چطوری جایہ زخمت درد میکنہ
گفت:نہ الان بھترم
گفتم:چرا اومدی نباید میومدی نبیاد جونتو بہ خواطر من بہ خطر مینداختی
گفت:خوب اینو تاحالا بہ کسی نگفتم ولی خوب من کسی کہ دوشش دارم برام مھمہ و تو از خودمم برام مھم تری
واقعا خیلی خوشحال بودم قلبم داشت تند تند میزد و لپام گل انداختہ بود
کوک اومد نزدیک تر و منم جایہ خودم وایسادم نزدیک ترو نزدیک تر شد
و لبشو زد بہ لبم قلبم جوری تند میزد کہ حس میکردم الان از تو سینم در میاد سعی کردم اروم باشم چشمامو بستم و دستمو دورہ گردنش حلقہ زدم و اونم منو بغل کرد و گذاشت رویہ پاھاش و ھمینطوری ادامہ میداد
لبشو از لبم برداشت و سرشو گذاشت رو سینم منم موھاشو نوازش کردم
بعد گفت:دختر قلبت خیلی تند میزنہ حالت خوبہ!
گفتم:ارہ خوبم خوب این کارا برایہ کسی مثل من یکم جدیدہ
کوک خندی و منو محکم بغل کرد بعدش تھیونگ اومد پشتہ در گفت بیاین پایین سرہ میز شما
خوب الان نویسندہ میخوان حرف بزنہ
بچہ ھا رومانم خوبہ یا نہ اگہ خوب نیست و خوشتون نبمیاد دیگہ ادامہ ندم
حمایت کنید
از زبان ات
واقعا خیلی آروم بود خوابش بوردہ بود با خودم فک کردم و تصمیم گرفتم کہ دیگہ باھاش سرد نباشم و جوری رفتار کنم کہ مطمئن شہ دوسش دارم
از خواب بیدار شد یکم منو نگاہ کرد بعدش گفت حالت خوبہ منم گفتم من خوبم تو چطوری جایہ زخمت درد میکنہ
گفت:نہ الان بھترم
گفتم:چرا اومدی نباید میومدی نبیاد جونتو بہ خواطر من بہ خطر مینداختی
گفت:خوب اینو تاحالا بہ کسی نگفتم ولی خوب من کسی کہ دوشش دارم برام مھمہ و تو از خودمم برام مھم تری
واقعا خیلی خوشحال بودم قلبم داشت تند تند میزد و لپام گل انداختہ بود
کوک اومد نزدیک تر و منم جایہ خودم وایسادم نزدیک ترو نزدیک تر شد
و لبشو زد بہ لبم قلبم جوری تند میزد کہ حس میکردم الان از تو سینم در میاد سعی کردم اروم باشم چشمامو بستم و دستمو دورہ گردنش حلقہ زدم و اونم منو بغل کرد و گذاشت رویہ پاھاش و ھمینطوری ادامہ میداد
لبشو از لبم برداشت و سرشو گذاشت رو سینم منم موھاشو نوازش کردم
بعد گفت:دختر قلبت خیلی تند میزنہ حالت خوبہ!
گفتم:ارہ خوبم خوب این کارا برایہ کسی مثل من یکم جدیدہ
کوک خندی و منو محکم بغل کرد بعدش تھیونگ اومد پشتہ در گفت بیاین پایین سرہ میز شما
خوب الان نویسندہ میخوان حرف بزنہ
بچہ ھا رومانم خوبہ یا نہ اگہ خوب نیست و خوشتون نبمیاد دیگہ ادامہ ندم
حمایت کنید
- ۳۲۷
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط