عشق یا بردگی (پارت بیست)

با درد بدی که تو دلم احساس کردم چشمامو باز کردم هنوز تو اتاق بودم و پتو دورم پیچیده شده بود با ترس سریع نشستم که کمرم تیر کشید و اخ بلندی گفتم هرجور که بود لباسمو پوشیدم و تصمیم گرفتم تا مسکن بخورم بلکم دردم کم تر شه دلم و محکم چسبیدم و رفتم تو اشپز خونه مسکن و ور داشتم و خوردمش

&راه گم کردی پرنسس دیشب با برادران خوش گذشت

+اره نمیبینی الان دارم از خوش حالی مسکن میخورم

&بابا بیخیال قبول کن حال کردی صدات میومد


سرخ شدم

+هعی خوب که چی اصن به من چه


&هههه باشه بابا تو مسلمونی


+بله که هستم اگه رخم زبونات تموم شد یه چی بده کوف کنم


&گشنه یه بدبخت مگه من نوکرتم


+والا نمیتوانم وگرنه منته تو رو نمیکشیدم

&باشه بابا راستی شوهرات رفتن معموریت یه هفته راحتی سیسی


+اه چه بهتر برن دیگه بر نگردن اممم یه چی بگم لو نمیدی


& نه نه اصلا حالا بگو


+من شاید شاید یه کوچولو ازشون خوشم امده باشه

لبو میشه


&ایول میدونستم صداتم ضبط کردم الان میفرستم براشون


+ببین شوخیت قشنگ نیستا پاکش کن


&عمرا ببین راه نداره خیلی بحث کنی الان میفرستم


+بدش من پدر گوربه نکننننننن


&دیره در حال ارساله.... ارسال شد


+ویییییی به فاک رفتم خدا زیادت کنه


&قابل نداش خواهش میکنم


+همینجوریش به زور راه میرم روانی بعد اینم فرستادی براشون که اره به فاک برم


&اونو ولش سین زدن


*ویو ریندو*
با شنیدن اون ویس خشکم زد و سریه خودمو جمع و جور کردم اون مارو دوس داشت؟
نه نه نمیشه اون مال خودمه انتظار که نداش تقسیمش کنم
دیدگاه ها (۸)

پارت ۲

بادیگارده شخصی من پارت۹

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

به زیباییه مشکی

اجبار به بدبختی پارت ۲۹

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

پارت ۴۹

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.5کانگ وو:ای بابا ....

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

بریم برای رمان 🥺🌺لتس گو(این پارت طولانیه گوگولی ها🥹🌺 ببنید چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط