#همیشگیم 🫶🏻🩵🩷

#همیشگیم 🫶🏻🩵🩷
#پارت۱۱
اونور اومد و گفت
اونور هان چیه جی میخوایی
جانر میخواستم بگم یازگی خیلی بدن نرمی داره و لباش خیلی نرمه
اونور منظور
حانر منظورم اینه اکه خواستی امتحان کنی خیلی خوبه بخدا سیر نمیشی (خوتون منظورمو فهمیدید)
اونور مرتیکه عوضی این چه حرفایی که میگی
تا نکشتمت از اینجا برو
جانر باش میرم ولی باز برمیگردم
اونور رفت خونه و دید که آسیه چاقو دستشه و میخواد خودکشی کنه
اونور زود رفت و چاقو رو ازش گرفت
اونور یازگی داری چی کار میکنی(با بغض میگه )
یازگی اونور خسته شدم با گریه میگه من همه حرفاتونو شنیدم
اونور یازگی تروخدا اینکارو باخودت نکن اکه تو نباشی منم نیستم
یازگی یعنی چی
اونور چه جوری بگم بهت اصلا ولش پاشو باهم یه غذای خوشمزه درست کنیم
یازگی باش
داشتم واسیه کیک خمیر درست میکردن که اونور آرد رو ریخت یکمی رو صورت یازگی
یازگی وا اونور چی کار میکنی؟😁
اونور خب آرد ریختم رو صورتت
یازگی خب پس اینجوری اره الان من بهت میگم
یازگی دوتا دستشو آردی کرد و رو صورت اونور هییی میزد
اونور و یازگی هیی داشتن آرد بازی میکردن که یهو یازگی
کم بود بیوفتم که اونور گرفتم و نزاشت بیوفتم
از بغلش اومدم بیرون و از لبش بوسش کردم و اونم همراهیم کرد
دیدگاه ها (۰)

وقتی میخوان بهت اعتراف کنن...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

پارت پنج

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

پارت ۸ کلا پارت ها شماره هاش اشتباه شده ببخشید

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

سناریو درخواستی

سناریو قفل آبی

عاقاااااا-خب بله. عاقا میخوام بگم من از چه مدل پسرهایی خوشم ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط