{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اممم مثل اینکه یادم رفته یه چیزی بگم....

اممم مثل اینکه یادم رفته یه چیزی بگم....
قرار بود تو رمان بنویسم قبل از رفتن داناوان از حزب، دیمیتریوس با پلیس کار میکرده. در واقع کارآگاه بوده. بعد از این که سمت پدرش به خودش منتقل میشه، باز هم پرونده قبول میکنه، و مشغول حل کردن پرونده های جدیدشه.
یادم رفته بنویسمش😁
دیدگاه ها (۰)

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

تکاپو پارت 109:بطری ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍از مأموریت ایستگاه قطار چند ...

سلام پرنسسا، شرطای دوتا پست قبلیو انجام ندادین، پارت ها هم آ...

چرا شرطا رو انجام نمیدین قشنگا🥲پارت های جدید آمادس فقط همت ک...

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

شهباز بلیز کیست؟

شهباز بلیز و دلتاسک‌ کی هستن؟ و چقدر خطرناکن

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

رو شیپشون کراش زدم-راستی اینا کاراکتر های سناریو ی جدیدم هست...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁹ویو: اتدر که بسته شد، چند ثانیه ...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط