My Lucifer

My Lucifer
Part:6
______________
ا/ت:میخواستین نیاین😐
سولی:خب بریممممم
*ا/ت+ کوک- یونگی&آیو#سولی@ته✓*
-_ویو کوک_-
بعد از اینکه با تهیونگ حرف زدم آیو زنگ زد
گف که امروز میخواد با سولی و ا/ت بره شهربازی
گف که من با ته و یونگی هم بیایم من به ته گفتم گفت اوکیه تازه توهم میتونی از فرصت استفاده کنی و به ا/ت بگی منم باشه ای گفتم و به یونگی هم گفتم که اونم قبول کرد آماده شدیم رفتیم دیدم دوتا ماشین همزمان با ما رسیدن اون که ماشین آیو بود فک کنم اونیکی ام ماشین
ا/ت. پیاده شدیم که دیدم آره اونان سلام کردیم باهم رفتیم داخل*دیه حال ندارم بنویسم چیکار کردن خدتون یچی تصور کنین فقط آخریش میگم😂🦥*
✓:بیاین چرخ فلک هم بریم طرف گفت نمیشه باهم بریم دوتا دوتا باید بریم یکی اروم زدم به شونه کوک گفتم خب کوک و ا/ت شما باهم برین و...
-_ویوا/ت_-
نمیدونم وقتی سوارشدیم حس کردم که کوک میخواد یچی بگه یه دفعه زمانی که رسیدیم به بالاترین نقطه یه دفعه وایساد بلاخره کوک حرف زد ولی با چیزی که شنیدم خیلی شکه شدم!
-:ا...ا/ت.....من....یعنی.....من از تو خوشم اومده
+:*شکه*چ چی؟
-:*تکرار میکنه *
+:(تو ذهنش الان قبول کنم؟خب الان منم همینطوم.قبول کنم؟چی بگم بش؟)یه دفعه گفتم منم از تو خوشم اومده پس قبول میکنم(نمیدونم ولی حس میکنم این قسمتش یکم چرط شد نه؟)
دیدگاه ها (۱)

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط