ریالیتی شو
ریالیتی شو🎬
p:۲۳
تهیهکننده اعلام کرد: «برای چالش این هفته، پارتنرها باید عوض بشن. هرکسی با فردی میره که قبلاً کمترین وقت رو باهاش گذرونده.»
همه شوکه شدن. یعنی ممکن بود با کسی بیرون برن که حتی یک بارم باهاش تنها نبودن.
🔹 قرعهکشی شد و نتیجه این بود:
تو & جونگکوک 😳
هیونجین & فاریتا
ایان & لیسا
چان & جنی
فلیکس & جیسو (اینا چون همدیگه رو زیاد دیده بودن، بازم باهم افتادن).
---
🔥 قرار تو & جونگکوک
قرار تو و جونگکوک توی یه باغ زیبا و خلوت بود.
جونگکوک مستقیم نگاهت میکرد.
جونگکوک: «هیونجین خوششانسترین آدم دنیاست. ولی میدونی… یه جاهایی فکر میکنم شاید من باید جاش باشم.»
تو سعی کردی بحث رو عوض کنی، اما نگاهش اونقدر جدی بود که نمیشد نادیده گرفت.
وقتی برگشتین به خونه، هیونجین با اخم منتظرتون بود.
---
💥 دعوای هیونجین و جونگکوک
هیونجین: «تو… به چه حقی اینجوری نگاهش میکنی؟!»
جونگکوک خونسرد گفت: «به همون حقی که تو داری. برنامهست، همه حق انتخاب دارن.»
هیونجین: «انتخاب نیست، وسوسهست!»
جونگکوک لبخند نصفه زد: «اگه مطمئنی عشقش بهت واقعی باشه، از چی میترسی؟»
فضا سنگین شد. بقیه هم شوکه بودن. هیچکس جرئت نکرد وسط بره.
---
🔹 مصاحبهی انفرادی تو
«امروز خیلی سخت بود… چون نمیخوام هیونجین ناراحت بشه. ولی نمیتونم انکار کنم که نگاه جونگکوک یه جوری بود که قلبمو لرزوند. گیج شدم…»
*پایان*
p:۲۳
تهیهکننده اعلام کرد: «برای چالش این هفته، پارتنرها باید عوض بشن. هرکسی با فردی میره که قبلاً کمترین وقت رو باهاش گذرونده.»
همه شوکه شدن. یعنی ممکن بود با کسی بیرون برن که حتی یک بارم باهاش تنها نبودن.
🔹 قرعهکشی شد و نتیجه این بود:
تو & جونگکوک 😳
هیونجین & فاریتا
ایان & لیسا
چان & جنی
فلیکس & جیسو (اینا چون همدیگه رو زیاد دیده بودن، بازم باهم افتادن).
---
🔥 قرار تو & جونگکوک
قرار تو و جونگکوک توی یه باغ زیبا و خلوت بود.
جونگکوک مستقیم نگاهت میکرد.
جونگکوک: «هیونجین خوششانسترین آدم دنیاست. ولی میدونی… یه جاهایی فکر میکنم شاید من باید جاش باشم.»
تو سعی کردی بحث رو عوض کنی، اما نگاهش اونقدر جدی بود که نمیشد نادیده گرفت.
وقتی برگشتین به خونه، هیونجین با اخم منتظرتون بود.
---
💥 دعوای هیونجین و جونگکوک
هیونجین: «تو… به چه حقی اینجوری نگاهش میکنی؟!»
جونگکوک خونسرد گفت: «به همون حقی که تو داری. برنامهست، همه حق انتخاب دارن.»
هیونجین: «انتخاب نیست، وسوسهست!»
جونگکوک لبخند نصفه زد: «اگه مطمئنی عشقش بهت واقعی باشه، از چی میترسی؟»
فضا سنگین شد. بقیه هم شوکه بودن. هیچکس جرئت نکرد وسط بره.
---
🔹 مصاحبهی انفرادی تو
«امروز خیلی سخت بود… چون نمیخوام هیونجین ناراحت بشه. ولی نمیتونم انکار کنم که نگاه جونگکوک یه جوری بود که قلبمو لرزوند. گیج شدم…»
*پایان*
- ۱۵.۶k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط