پارت چهل و نهم / part49

پارت چهل و نهم / part49
تهیونگ :
_جنی اصلا نگران نباش، من همچیو اوکی میکنم
جنی : خیلی ممنونم..پس من میرم
.
شماره ی شوگا رو سریع گرفتم
_شوگا..باید باهم صحبت کنیم باید یکجوری برام دوربین مداربسته بفرستی.
شوگا :
_پس ، فردا جعبه پیتزا رو خودت تحویل بگیر
تهیونگ :
_آفرین شوگا
و قطع کردم.
.
زنگ خونه به صدا در اومد به سمت در رفتم.
جونگ‌کوک :
_ک..
تهیونگ :
_پیتزا سفارش دادم !
جونگ‌کوک :
_اه..اها
و به سمت اتاقم رفتم.
_تهیونگ من میرم استراحت کنم کاری داشتی بیا اتاقم
تهیونگ :
_عالیه..نه منظورم اینه که باشه،جنی؟
جنی :
_ب..بله میخواین براتون نوشیدنی بیارم با غذاتون..
تهیونگ : در پیتزا رو اروم باز کردم که شوکه شد
_اینو باید نصب کنیم کمکم میکنی؟
جنی :
_برای ..چی؟
تهیونگ :
_اگه یکروز جایی رفتم هواسم به خونه باشه با گوشیم بتونم ببینم و نزارم بلایی سرت بیاد مثل دیروز..
جنی :
_لازم نبود اما کمک میکنم
تهیونگ : لبخند*
..
_خب تموم شد ولی بازم مراقب خودت باش جنی
_ممنونم من میخواستم یچیزی بگ..
جونگ‌کوک :
_هوس اب پرتقال..چیکار میکنین؟ چیی؟
جنی ای که دستشو گذاشته رو دست تهیونگ و نمیدونه چخبره *
تهیونگی که ترسیده*
جونگ‌کوکی که لبخندی از روی عصبانیت زده*
_اوکی من میرم خدافظ
و جونگ‌کوک با شورتک و لبخند زیبایش باز میگردد به اتاقش*
تهیونگ :
_ولش کن..برو به کارات برس
جنی :
_من..
تهیونگ رفت*
_من دوستت دارم ..
جیمین و نامجون : ما امشبو اومدیم بچهاا.. ام بچها؟

#BTS  #Army #Taehyung #V #Jungkook #Jimin #J_hope #Jhope #RM #Jin #Suga #Ho_seok
#بی_تی_اس #آرمی #تهیونگ #وی #کیم_تهیونگ #جونگ_کوک #کوک #کوکی #جئون_جونگ_کوک #رمان #جیمین #موچی #پارک_جیمین #یونگی #شوگا #گربه #پیشی #مین_یونگی #جیهوپ #جانگ_هوسوک #هوسوک #آر_ام #نامجون #کیم_نامجون #جین #کیم_سوک_جین #گی #مافیا #بلک_پینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو #تهکوک #ویکوک #نامجین #فیک #کوکی
دیدگاه ها (۳۵)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

پارت ۲۲

اجبار به بدبختی پارت ۱۶

ᴘᴀʀᴛ۴۱ | شروع یک مسیر تازهروز رفتن آرا رسید.چمدونش کنار در ب...

قاب احساس. پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط