انگاه که مرا دید

ᨏᨐᨓ P. 2ᨓᨐᨏ
هانا پرید جلوم
هانا: دختری خر بدون من می خوای بری دانشگاه
ات: می خواستم بهت زنگ بزنم اسکل قشنگم
هانا: خب حالا پرو نشو بیا بریم
ما رفتم توی دانشگاه و توی کلاس ردیف اول نشستیم
تا اینکه استاد مون امد
انقدر جذاب بود جوری که دهنمون باز مونده بود ولی خوب جذاب بود که بود حالا چی کار کنم(بله به روی خودش اصلا مثلا نیاورد😂)
جونگکوک: سلام من جعون جونگکوک هستم استاد شما می تونید من رو استاد یا اقای جعون صدا کنید هر کدوم که راحت هستید
امیدوارم بتونیم سال تحصیلی خوبی رو باهم داشته باشید
(و حرف دیگه ای معلما می زنن😂)
✭سه ماه بعد✭
الان سه ماه دانشگاه میرم
وای دیگه از نظر مالی کم اوردم خرجم خیلی زیاد برای دانشگاه حتی پس انداز هام رو هم خرج کردم باید دنبال یه شغل باشم
( ات قبلا برای فامیلشون کار می کرده و برای دلیلی هایی از کارش امده بیرون که بعدا می فهمید)
★سه روز★

الان سه روز شده ولی هیچ کاری پیدا نکردم
داشتم توی گوشیم می گشتم
که اگاهی تبلیغاتی از سامسونگ دیدم که اونجا نوشته یه منشی برای شبعه سامسونگ کره نیاز مندیم
که فورا لباس سفیدی با شلوار لی پوشیدم و رفتم شرکت سامسونگ
_______
اینم از پارت دوم
_________________
#ات
#bts
#جنکوک
#شوگا
#جیهوپ
#جیمین
#یوتان
#تهیونگ
#جین
#شوگا
#نامجون
#فیک
#وانشات
#اسمات
#لباس
دیدگاه ها (۰)

Why Did I Fall in Love with You? P²⁷ | Truth or DareView: Ho...

پارت ۵۳🌅 ویو آتکم‌کم آفتاب داشت پایین می‌رفت و آسمون نارنجی ...

پنهان عشق

dark life = 26

خاطرات _ عشق _ ماو یونگی وارد اتاق شد. دست هاش رو توی جیب شل...

پنهان عشق

الماس زیبای من ...

Part ¹⁰فلش بک به فردا صبح +با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت...

⟵ آپدیت اکانت Samsung Mobile 📱سامسونگ درباره‌ی کمپین جدیدش ب...

قسمت ۲۵ — «هدف بعدی» 🖤ات چند ثانیه فقط به آخرین صفحه خیره ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط