#حکایت/ درس ارزشمندی که فردی مجنون به پادشاه داد! پادشاه

#حکایت/ درس ارزشمندی که فردی مجنون به پادشاه داد! پادشاهی به دارالمجانین رفت و آن جا گردش کرده، دیوانگان را تماشا می کرد. در میان آن ها جوان خوش سیمایی را یافت که به هیچ وجه علایم جنون در وی مشهود نبود. شاه سوالات گوناگون از وی کرد و جواب های مناسب شنید. در پایان سوالات، دیوانه به شاه گفت:«حالا من از شما یک سوال می کنم، وقتی که انسان می خوابد، لذت خواب را در چه وقت احساس می کند؟»شاه کمی فکر کرد و گفت:«وقتی که خوابیده است.» دیوانه گفت:«آن وقت حس این که لذت را بچشد ندارد.» شاه گفت:«قبل از خواب رفتن.» دیوانه گفت:«لذت آن وقت هنوز حاصل نشده است تا بتوان آن را چشید.» شاه گفت:«بعد از خواب، وقتی که بیدار می شود.» دیوانه گفت:«وقتی که لذت گذشته است، چطور می توان آن را احساس کرد!» در این بین برای شاه که معتاد به خوردن مشروبات بود، شراب آوردند. شاه گفت:«این دیوانه بهتر از اغلب عقلا حرف زده، حق او این است که با من شراب بخورد.» و حکم داد گیلاسی از شراب پر کرده به او بدهند. دیوانه به پادشاه گفت:«شما این شراب را می خورید تا مثل من بشوید، من بخورم تا مثل که بشوم؟» شاه متنبه شد و از آن روز به بعد دیگر مشروبات نیاشامید.
دیدگاه ها (۱)

جنگل نفرین شده پارت ۲۶

*🔴ویژگی گروه های هاگوارتز#گریفیندور ❤️🦁وقتی اسلایترین ها و گ...

My Arirang Part 8

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

فیک جونگکوک

پارت ۳۱ — «فرمانی که نام یورا را داشت»یورا چند ثانیه به یونگ...

داستان کودکانه «سنجاب کوچولو و گردویِ طلايي» به نویسندگی رزی...

𝖕𝖆𝖗𝖙۵سه روز بعد، قصر مروارید غرق در چراغ‌های طلایی شد.ملکه ت...

....پنج پارتی از جیمین....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط