{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[فن‌ اکانت]

[فن‌ اکانت]

فن چند تا خاطره از زمان مدرسه بکهیون تعریف کرده🏫💜

"دبیرستان Heartthrob بکهیون~

دقیق یادم نیست که یه دختری همکلاسی یا هم مدرسه‌ای بکهیون بود، و (he) داشت اذیتش می‌کرد که دختره ناراحت شد و از کلاس رفت بیرون. بکهیون رفت کل سالن رو گشت و گفت دنبال xxx (اسم دختره) میگردم که الان رفته بیرون.

موقع فستیوال مدرسه، وسایل و ایتم‌های کلاس بکهیون خوب فروش نمیرفت، واسه همین چهارنفر وایسادن تا بفروشنشون. بکهیون گفت که اگه همه آیتم‌ها فروش بره، شماره‌شو پخش می‌کنه. و در عرضه کمتر از یه دقیقه یا همین حدودا همه اجناس فروش رفت. بکهیونم شماره‌شو داد و گفت "بعد ساعت ده و نیم شب پیام ندین خب؟ اوما باید بخوابه تا قدش رشد کنه."شنیدم که به همه کسایی که بهش پیام دادن جواب داد.

یهو یادم اومد که یکی از دخترها تو دبیرستان رو بکهیون کراش داشت و کراشش اینطوری شروع شده بود که چون چشمش ضعیف بود، چشماشو ریز کرده بود که ساعت رو ببینه و بکهیون با انگشتاش عدد سه رو نشون داده بود و گفته بود " سه بعد از ظهره. سه بعد از ظهر"

◖#News
──────────엑소
『 T.ME/WORLD_EXO12 』◖#Baekhyun
دیدگاه ها (۰)

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

P¹⁴ ?سوآه چراغ قوه‌ی گوشی‌اش را روی اطراف چرخاند.سوآه : صدا ...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پیامی که نباید می‌رسیدپارت ۱ | پیامی که نباید می‌رسیدساعت ۲۳...

پارت ۴ #پشت غرورت روز بعد، اِما طبق معمول زودتر به مدرسه رسی...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت دوم: «قرار»روز بعد، اِما از صبح ه...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁸ویو میکا_____صبح هنوز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط