P3. . MY GOOD MISTAKE.
پسرا رفتن سر کلاس و معلم اومد بعد اومدن معلم دخترا وارد شدن
معلم: به به دانش آموزای جدید داریم.. خودتونو معرفی کنین
. لیا هستم
؟ تاینی هستم
! فلو هستم
؛ منم تافیم
معلم: خیلیم عالی خب خانم لیا پیش جونکوک بشین فلو پیش نامجون تاینی پیش جیهوپ تافی پیش تهیونگ
دخترا رفتن نشستن
کوک: همه چی داره خوب پیش میره (آروم گفت)
جیهوپ: چطوری نارنجی من جیهوپم (با حالت لاس زدن)
؟ منم تاینیم..... خب دیگه خدافظ
جیهوپ: او خب بابا وحشی نشو
کوک: داشت به پاهای لیا نگاه میکرد
تهیونگ: هرزگاهی به تافی نگاه میکرد ولی تافی اهمیت نداد
بین نامجون و فلو هم حرفی ردو بدل نشد
معلم: خب کی میتونه این سوالو حل کنه یه سوال سخت نوشتم هرکی حل کنه ی 20 میگیره
! من میتونم
دختر پیکمی کلاس: اوو خانم های جدید خر خونن
. خانم اینجا ترجمه کننده حیوانات هست
معلم: نه چطور
. شما پس چطوری با اینا حرف میزنی
کل کلاس به دختره خندید
! لیا ول کن اعصاب ندارم با اینا در بیوفتم
فلو رفت پا تخته و درست حل کرد
(زنگ خونه خورد)
؟ من واقعا میخوام از این جهنم برن بیرون
؛ برا اولین بار باهات موافقم
دفترای تافی افداد زمین
تهیونگ دلا شد و جمع کرد
؛ ممنونم
. مگه خودت فلجی تافی
؟ نه اخه چیزی که این پسره میخواد بشنوه اینه... او چه جنتلمنی
! بچه ها ول کنید
؛ خب بیاین بریم (خجالت)
دخترا رفتن بیرون
جین: حاجی میبینم که کارتون سخته
تهیونگ: کار اونا سخته مال ما ایزیه
جیهوپ: بنظرم کار نامجون و کوک سخته
کوک: نامجونو نمیدونم ولی کار من سخته
نامجون: خب این حرفارو ول کنید چطوری مخشونو بزنین
کوک: منکه میخوام قدم اولو بردارم
جین: چطوری؟
کوک: شنیدم الان تنهایی کتابخونس فقط ی نفرو میخوام وقتی بهش نزدیک میشم ازمون فیلم بگیره
شوگا: به اون دختر نچسبه تو کلاس بگو
کوک: فکر خوبیه
کوک رفت به دختره گفت دختره هم برا خودشیرینی گفت باشه
لیا داشت قفسه هارو نگاه میکرد که جونکوک پشتش ظاهر شد
لیا سریع برگشت و ترسید
. چه غلطی میکنی مردک خر
جونکوک: نترس بیبی منم
. بیبی کوفت ولم کن
جونکوک: نمیخوام ولت کنم مو طلایی
. گفتم ولم گن وگرنه
جونکوک: وگرنه چی
(جونکوک داشت بهش نزدیک میشد که به قل ابی ی نفس فاصلمون نیییییییست)
. برو اونور (با صدای آروم)
جونکوک: با دوستات شب بیاین خونمون
. چیز شر نگو
جونکوک: باشه هر جور راحتی.... هی دختر بیا دختره میاد و فیلمارو میده به کوک
جونکوک: اگه نیای فیلمارو تو سایت مدرسه پخش میکنم و میگم دوست دخترمی
. هر غلطی میخوای بکنی بکن
جونکوک: باشه پس
. نه نه وایسا باشه میایم ولی فقط نیم ساعت
جونکوک: حله جوجه رنگی
. خفه شو احمق حالم ازت بهم میخوره
جونکوک: منم عاشقتم
و رفتن خونشون
تمااااااام
معلم: به به دانش آموزای جدید داریم.. خودتونو معرفی کنین
. لیا هستم
؟ تاینی هستم
! فلو هستم
؛ منم تافیم
معلم: خیلیم عالی خب خانم لیا پیش جونکوک بشین فلو پیش نامجون تاینی پیش جیهوپ تافی پیش تهیونگ
دخترا رفتن نشستن
کوک: همه چی داره خوب پیش میره (آروم گفت)
جیهوپ: چطوری نارنجی من جیهوپم (با حالت لاس زدن)
؟ منم تاینیم..... خب دیگه خدافظ
جیهوپ: او خب بابا وحشی نشو
کوک: داشت به پاهای لیا نگاه میکرد
تهیونگ: هرزگاهی به تافی نگاه میکرد ولی تافی اهمیت نداد
بین نامجون و فلو هم حرفی ردو بدل نشد
معلم: خب کی میتونه این سوالو حل کنه یه سوال سخت نوشتم هرکی حل کنه ی 20 میگیره
! من میتونم
دختر پیکمی کلاس: اوو خانم های جدید خر خونن
. خانم اینجا ترجمه کننده حیوانات هست
معلم: نه چطور
. شما پس چطوری با اینا حرف میزنی
کل کلاس به دختره خندید
! لیا ول کن اعصاب ندارم با اینا در بیوفتم
فلو رفت پا تخته و درست حل کرد
(زنگ خونه خورد)
؟ من واقعا میخوام از این جهنم برن بیرون
؛ برا اولین بار باهات موافقم
دفترای تافی افداد زمین
تهیونگ دلا شد و جمع کرد
؛ ممنونم
. مگه خودت فلجی تافی
؟ نه اخه چیزی که این پسره میخواد بشنوه اینه... او چه جنتلمنی
! بچه ها ول کنید
؛ خب بیاین بریم (خجالت)
دخترا رفتن بیرون
جین: حاجی میبینم که کارتون سخته
تهیونگ: کار اونا سخته مال ما ایزیه
جیهوپ: بنظرم کار نامجون و کوک سخته
کوک: نامجونو نمیدونم ولی کار من سخته
نامجون: خب این حرفارو ول کنید چطوری مخشونو بزنین
کوک: منکه میخوام قدم اولو بردارم
جین: چطوری؟
کوک: شنیدم الان تنهایی کتابخونس فقط ی نفرو میخوام وقتی بهش نزدیک میشم ازمون فیلم بگیره
شوگا: به اون دختر نچسبه تو کلاس بگو
کوک: فکر خوبیه
کوک رفت به دختره گفت دختره هم برا خودشیرینی گفت باشه
لیا داشت قفسه هارو نگاه میکرد که جونکوک پشتش ظاهر شد
لیا سریع برگشت و ترسید
. چه غلطی میکنی مردک خر
جونکوک: نترس بیبی منم
. بیبی کوفت ولم کن
جونکوک: نمیخوام ولت کنم مو طلایی
. گفتم ولم گن وگرنه
جونکوک: وگرنه چی
(جونکوک داشت بهش نزدیک میشد که به قل ابی ی نفس فاصلمون نیییییییست)
. برو اونور (با صدای آروم)
جونکوک: با دوستات شب بیاین خونمون
. چیز شر نگو
جونکوک: باشه هر جور راحتی.... هی دختر بیا دختره میاد و فیلمارو میده به کوک
جونکوک: اگه نیای فیلمارو تو سایت مدرسه پخش میکنم و میگم دوست دخترمی
. هر غلطی میخوای بکنی بکن
جونکوک: باشه پس
. نه نه وایسا باشه میایم ولی فقط نیم ساعت
جونکوک: حله جوجه رنگی
. خفه شو احمق حالم ازت بهم میخوره
جونکوک: منم عاشقتم
و رفتن خونشون
تمااااااام
- ۹.۵k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط