{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Our dark romance

Our dark romance
Part 11

ا/ت

مغزم هنگ کرد..یک بار تو عمرم اومدم جاسوسی..اونم کشک شد
یعنی چی؟!.. پس..وایی ریدم دهن خودم و جد و آبادم.. الان چه گوهی بخورم..چیی بگم به بچها
الان اصلا به کی زنگ بزنم..ایلیان رفت اتاق کارش منم رفتم اتاقم..مصمم بودم به کوک زنگ بزنم یا بابای کوک
تصمیم گرفتم به بابای کوک زنگ بزنم

ب/ک: به به عروسی گلم..خوبی؟.. مگه نباید وسط ماموریت باشی؟!
ا/ت: هستم..ولی..به یک مشکلی برخوردیم
ب/ک: نگو که شناسایی شدی
ا/ت: نه..ولی..آمم برنامه اونطوری که شما فکر میکنید پیش نمی‌ره
ب/ک: منظورت چیه
ا/ت: ایلیان به ما خیانت نکرده..میخواد به مارکوس خیانت کنه
ب/ک: چیی؟!.. اما
ا/ت: میدونم میدونم...ماجرا اینکه..ایلیان و مارکوس دوست قدیمی هستن ولی مارکوس بهش خیانت کردم.. اونم میخواد با کمک ما بهش خیانت کنه..نمیدونم چیکار کنم
ب/ک: ..یک دقیقه صبر کن الان بهت زنگ میزنم..*قطع کردن*
ا/ت: *تو اتاق تند تند قدم میزدم و ناخون هامو میجوییدم.. بعد پنج دقیقه بابای کوک زنگ زد *
ب/ک: ببین ا/ت کاری که گفتم رو بکن!. من الان به ایلیان زنگ میزنم و تو اسپانیا قرار میزارم..و تو هم هیچ زنگی به کوک یا هرکسی از ما زنگ نمیزنی.. یعنی تا اطلاعات ثانوی ارتباطاتت رو با ما قطع میکنی..بعد اینکه با مارکوس تسویه حساب کردیم ماموریتت تموم میشع و برمیگردی..یعنی تو همینجوری میمونی تا اینکه یک نقشه واسه برگشتنت بکشیم
ا/ت:.. باشع
دیدگاه ها (۰)

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

تکپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو ناگی پارت ۲

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

marry without love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط