{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی#حافظ
دیدگاه ها (۰)

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

رمان : قلب در تاریکی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

یه تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:))) به قلم لینا؟:) ...

part 11با نیک به سمت میز رفتیم گفت:از این به بعد روی یه پروژ...

پارت ۱۰آن شب، نخوابیدم. عکسِ پدرم را بارها و بارها نگاه کردم...

چند پارتی جونگ کوک

رمان آرام باش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط