{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرثیه حضرت_معصومه

مرثیه حضرت_معصومه

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم
سال ها منتظر روی برادر بودم

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است
این همه راه بیایم، تو نیایی سخت است

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم
سال ها میشود و از پیرهنش بی خبرم

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم
با تن خسته و با قد خمیده رفتم

بنویسید همه دور و برم ریخته اند
چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند
که سرم را نشکستند خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد
به خداوند قسم بال و پرم سنگ نخورد

چادرم دور وبرم بود و به پایی نگرفت
معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟
من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا
دیدگاه ها (۶)

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم🏴سال‌ها منتظر روی برادر بودمرو...

#in_your_eyespart_9۲ویو کایلا یه نفس کلافه کشیدم و دوباره سا...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:4کوک:خب دیگه حالا م...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

جدایی

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁵یهو با گرمایی که روی زانوم احساس کردم...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط