🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡

🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡



    #کنارت نیستم اما،
       کنار #پیله‌ٔ یادت،،
           پر #پروانه می دوزم!
           که شاید یک شب از #شبها،،
      کنار #آتشِ جانت..
   در #آغوشت بسوزم من...✍️📸


#نگار‌‌_حسینی



#عشقولوژی


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۳/۰۹/۰۶

۲۰:۳۵⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت شانزدهم

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

**پارت ۲۰**نورِ کم‌جانِ صبحگاهی از بینِ درزِ پرده‌هایِ مخملی...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

پارت ³⁹باورش نمیشد وقتی کسی که وارد اتاقش شد رو دید از تعجب ...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

Custom bride part : 5

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط