{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خودت بپرس

از خودت بپرس
چه چیزی سزاوارِ قلب توست؟!

#ستاره_میم



به خودم که نگاه می‌کنم می‌بینم؛
باید چندین سالِ پیش به دنیا می‌آمدم...
کنارِ حوضِ آبی خانه‌ی‌مان، زیرِ درخت خرمالو صبحانه میخوردم.
من باید خیلی سالِ پیش زندگی می‌کردم تا در و پنجره‌ی خانه‌ی‌مان چوبی می‌بود و موسیقی را با گرامافون به جان و دلِ خانه تزریق می‌کردم...
عصرها حیاطش را آب و جارو میکردم و بوی خاک نم خورده در فضای خانه میپیچید، بعد دلمان گرم میشد به عشق، به خانه، به زندگی...
خلاصه بگم....
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان! من آدمِ این زمان نیستم. از تارو پودم جا مانده ام... من آدم چند دهه‌ی پیشم...

#دخترونه
#شخصی
#ستاره_طوری
دیدگاه ها (۰)

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

‏🐿[۲۱:۰۷ ~ ۲۱:۰۸ به وقت آرژانتین]سلام، من هان جیسونگ، صاحب ت...

پیام هانیییی

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

داستان عاشقانه جدید

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط