#سناریو

#سناریو
#درخواستی


وقتی میخوای آمپول بزنی ولی می‌ترسی
(بین خودمون باشه ولی بنده هم میترسن 😂😂 )



نامی : بچه ایییی


جین : می نامی


شوگا : کنار دکتر دست میزنه و میگه آفرین ب این زن ک مث شوهرش انقد شجاعه


جیهوپ : ولا دروغ چرا منم میترسم (😂😂😂جرررررر )


جیمین : بابا چیزی نیس تو دراز بکش الان دکتر میاد
ا.ت : دراز کشید و میگه جیمینااااا من میترسم



تهیونگ : دکتر اومد و وی بهش میگه آقای دکتر میشه ی خانم بیاد بزنه من خوشم نمیاد ی جنس مخالف ب زن من آمپول بزنه
دکتر : اوکی آقا
ا.ت : تهیونگ الان خانم و آقا رو ول کن من میترسم
تهیونگ : ب پرشم نی


جونگکوک: هنوز دکتر نیومده و میگه از آمپول من ک دردناک ترنی چرا می‌ترسی آمپول ب این کوچکی
ا.ت : کوککککک ساکت باش
دیدگاه ها (۴)

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

فیک تهیونگ

دیدار باتو (پارت ۴)

ادامه قبلی

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

p2 Only Patient

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط