𝕙𝕚𝕤 𝔻𝕒𝕦𝕘𝕙𝕥𝕖𝕣🌙 ( پارت ۲ / آخر )

[ !هیچکدوم از وقایع واقعی نیست! ]

● موضوع: اسلاید ۲

ات: ن....نه
دستش رو گرفتم
یونگی: ات، من باباتم، بهم اعتماد نداری؟
ات: چرا بهت اعتماد دارم بابایی
یونگی: پس بگو چرا گریه کردی
ات: بخاطر بدبختیم *بغض*
یونگی: چرا همچین فکری میکنی؟ کی گفته بدبختی؟
ات: هیچکس دوسم نداره، هیچ دوستی ندارم، همه دارن اذیتم میکنن *اشک*
یونگی: اتی گریه نکن نفسم. دلایلت برای گریه و ناراحتی همینان؟ برای همینا افسردگی گرفتی؟ ات اینا مهم نیستن، دوست اگه واقعی باشه خودش میمونه، حرف مردم اهمیت نداره، درسته درسات سخته ولی به آیندت کمک میکنه، مهم تر از همه کی گفته کسی دوست نداره؟ ات تو یه تیکه از وجودمونی، اشکتو ببینیم قلبمون تیر میکشه، مگه میشه کسی دوست نداشته باشه اونم منو مامانت. تو راجب ناراحتیت با ما حرف نزدی ریختی تو خودت ینی تا این حد به ما اعتماد نداری؟ تا این حد با ما راحت نیستی؟
ات: فقط نمیخواستم منو ضعیف ببینین و ازم ناامید شین
یونگی: دختر قشنگمممم، صحبت کردن درمورد احساسات هیچ وقت نشونه ضعف نبوده، گریه کردن هم همینطور ناراحتی هم همینطور، هرکاری کنی ما ازت ناامید نمیشیم، کی گفته ضعیفی؟ تو دختر مین یونگییا
ات: *لبخند*
یونگی: از الان به بعد لطفا راجب احساساتت باهام حرف بزن، هروقت خواستی، من همیشه برات وقت دارم نفسم
ات: باشه
یونگی: قول؟
ات: قول
یونگی: قربونت بشم من
سرشو بوسیدم. فرداش مرخصی گرفتم و رفتیم پیش روانپزشک و خلاصه هرکاری کردم تا حالش بهتر شه و همینجوری هم شد ، تو چند هفته افسردگیش برطرف شد، دیگه با ما صحبت میکرد. خیلی خوشحال بودم که تونستم حالشو خوب کنم

💙/////// پایان ////////💙

●میدونم مضخرف بود، به روم نیارین🫶🏻😔

حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻

~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جی_کی
#دوپارتی
#دو_پارتی
#فیک_شوگا
#فیک_یونگی
#suga
#Suga
#yoongi
#Yoongi
#Min
#Min_Yoongi
#min_yoongi
#agust_d
#AgustD
#Agust_D
دیدگاه ها (۴۰)

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#دوپارتیپارت¹همچی عا...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط