نامه رسان تکانم می دهد

نامه رسان تکانم می دهد
بیدار می شوم
خواب می دیدم آمده ای
بلند می شوم
همراه او سیاه گنده ای است
از دانشگاه
چندشش می شود به من دست بزند
صبر می کنم
صندلی تعارف نمی کنم
حرفی نمی زنند
بعد که می روند
می فهمم نامه ای آورده اند
نامه ای از زنم


زنم پرسیده
چه می کنی؟ هنوز مشروب می نوشی؟
چند ساعت به مهر اداره ی پست نگاه می کنم
محو می شود آن هم
امیدوارم روزی همه اش را از یاد ببرم

✍🏿ریموند کارور

ترجمه از اسدالله امرایی
دیدگاه ها (۰)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟛من از طوفان نمی ترسم، زیرا دارم یاد می گیرم که چگون...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

چند پارتی

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

دلتنگ...👌❤🍀

دلتنگ که می شوم، حس تک بیت های عاشقانه ای را دارم که دور ریخ...

دلتنگ که می شوم، حس تک بیت های عاشقانه ای را دارم که دور ریخ...

به یاد توست که خوابیده ام کنار زنم به یاد توست که در آمده اس...

قسمتی از نامه دختر شهید تهرانی مقدم به پدر بزرگوارشان :((......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط