برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم...

برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم...
پاشو ببین چه برفی اومده !
برف ده سالگی را بخاطر آدم برفی هایش ،
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،
برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بود !
برف بیست سالگی قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم ،
برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد ...
دیدگاه ها (۷)

Twenty

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۴

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part<67فصل سی‌ام | د...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

**پارت ۲۸**دست‌های قوی و گرمش دورِ مچ‌هام حلقه زده بود، اما ...

زیبای کوچک فریبکار

𝖕𝖆𝖗𝖙1پادشاهی سلستیا، سرزمینی که اقیانوس‌ها آن را در آغوش گرف...

عروس فراریp¹''سئول، کره جنوبی | ساعت ۱۱:۴۰ شب''صدای موسیقی د...

پیمان نقره ای

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط