رز زخمی من پارت 4
خوب فکر کنم خودتون تونستید حدس بزنید کیه
بله کسی رز رو دزیده بود کسی نیست جز خود لوکا(حس کردم که انگاره دارم برنده رواعلام می کنم😂)
ل/ک: میبینم که اصلا شکه نشدی بیببببب( بیب رو کش دار گفت)
چه حسی داری دوباره بعد از دو ماه داری دوباره من رو می بینی هومم؟
(رز که می دونست اوضاع اصلا خوب نیست ولی اصلا اهمیت نداد)
رز : اولا چه توقعی از ادمی مثل تو می تونم داشته باشم او ببخشید اخه تو ادم نیست واسه همین می تونستم حدس بزنم چه خری دست به همچین کار احمقانه زده دوما دوباره مثل روز اول بهت می گم تو خیلی گوه خوردی که به من میگی بیب اوکییییییییی؟
بعد از اینکه رز اینجوری جواب لوکا رو داد قیافه لوکا از عصبانیت زیاد گوجه شد و خیلی ترسناک بود رز از درون ترسیده بود ولی باید خودش رو خونسرد نشان می داد.
لوکا: بیب دوست ندارم هی نیومده بمیری واسه همین باهام راه بیا من هم ازادت می کنم هوم؟
رز : ببین میگم حیوانی بهت برخورده روز اول گفتم اگه بین مرگ و زندگی باشم وتنها راه نجاتم تو باشی میمیرم ولی از تو کمک نمیگرم و دوما حالا که تو حیا سرت نمیشه بهت فوش ابدار میدم مادر ج.ن.د.ه
2باره بهت میگم به نگو بیب.
لوکا که دیگه نتونست خودش رو کنترل کنه به سمت رز حمله کرد و گلوی رز رو گرفت .
ل/ک: دوباره بگو چه زری زدی هاااا(باداد)
رز هم کاملا خونسرد و همراه پوزخند دوباره حرفش رو تکرار کرد(مادر ج.ن.د.ه)
لوکا دیگه نتونست گستاخی ونترسی دختر رو هضم کنه دختر رو از اون اتاق اورد بیرون وبه سمت اتاق شکنجه برد .
اوکا باخودش فکر کرد که الان دختر شروع به گریه و التماس می کنه ولی دختر کاملا خونسرد داشت رفتار لوکا رو نگاه می کرد که با چه عصبانیت دختر رو روی صندلی شکنجه گذاشت و دست و پایش رو می بست.
(ولی کی از ترس توی دل دختر خبر داشت فقط خودش و خداش)
رز : فکر نمیکردم ایقدر بی شخصیت باشی وبی مسئولیت؟
لوکا:ببین بهم بگو اون 25% سهام میخفی به اسم کیه فقط اسمش رو بهم بگو و من دیگه کاری با تو ندارم اوکی؟
رز :ههه فکردم یه کم عقل داشته باشی اخه حیوانات هم کمی عقل دارن ولی ظاهرا وقتی خدا داشته عقل می داده تو توی دشویی بودی داشم.
دلم به حالت میشوزه اخه وقتی زبون نفهم باشی چطور می خوای با اطرافیانت ارتباط برقرار کنی.
ل/ک:انگار نمیخوای با من راه بیای اوکی اینقدر شکنجت می کنم که خودت به زبون بیای ولی قبلش بخاطر اون حرفت 10 شلاق می خوری بعدش ببینم اعتراف می کنی یا نه .اگه نه که ادامه می دیم .
ولی قبلش تا خوب درد شلاق رو حس کنی باید یه کم خیس شی باهام موافق نیستی بیبببب هومممم؟
رز : هر غلطی می خوای بکن من اشتباهی نکردم این توی که به من بی احترامی کرد واین توی که من رو دزدیدی پس مقصر اصلی توییی(با داد)
ل/ک که تا همون لحظه خودش رو کنترل کرده بود با داد گفت
ک/ل:هوی شما ها اون بیرون اب یخ برام بیارید.
بعد از چند دقیقه بادیگاردها با سلط بزرگی وارد اتاق شد .
ل/ک به اون ها اشاره کرد که اب رو روی رز بریزن .
وقتی که اب رو روی رز ریختن اب از بس سرد بود بدنش شروع کرد به لزیدن ولی این برای رز مهم نبود به از اینکه لباسش کاملا به بدنش چسبیده بود بدش می اومد.
ل/ک با بی رحمی تمام 200 شلاق به رز زد ولی رز حتی صداش در نمی اومد واین موضوع لوکا رو دیونه تر می کرد.
لوکا وقتی از شلاق زدن خسته شد گفت: خوب بیب بگو اون 25% سهام مخفی مال کیه و به اسم کیه؟
رز هم به خاطر درد زیاد نیمه هوشیار بود گفت:نمی گم .
رز حاظر نبود بگه نمی دونم چون می دونست این روانی اونوقت همه این بلا هارو سر عزیزانش میاره تا به خواسته خودش رو بدست بیاره......
خوب بچه ها به خدا دستم نابود شد لطفااا حمایتم کنید😅🙏
بله کسی رز رو دزیده بود کسی نیست جز خود لوکا(حس کردم که انگاره دارم برنده رواعلام می کنم😂)
ل/ک: میبینم که اصلا شکه نشدی بیببببب( بیب رو کش دار گفت)
چه حسی داری دوباره بعد از دو ماه داری دوباره من رو می بینی هومم؟
(رز که می دونست اوضاع اصلا خوب نیست ولی اصلا اهمیت نداد)
رز : اولا چه توقعی از ادمی مثل تو می تونم داشته باشم او ببخشید اخه تو ادم نیست واسه همین می تونستم حدس بزنم چه خری دست به همچین کار احمقانه زده دوما دوباره مثل روز اول بهت می گم تو خیلی گوه خوردی که به من میگی بیب اوکییییییییی؟
بعد از اینکه رز اینجوری جواب لوکا رو داد قیافه لوکا از عصبانیت زیاد گوجه شد و خیلی ترسناک بود رز از درون ترسیده بود ولی باید خودش رو خونسرد نشان می داد.
لوکا: بیب دوست ندارم هی نیومده بمیری واسه همین باهام راه بیا من هم ازادت می کنم هوم؟
رز : ببین میگم حیوانی بهت برخورده روز اول گفتم اگه بین مرگ و زندگی باشم وتنها راه نجاتم تو باشی میمیرم ولی از تو کمک نمیگرم و دوما حالا که تو حیا سرت نمیشه بهت فوش ابدار میدم مادر ج.ن.د.ه
2باره بهت میگم به نگو بیب.
لوکا که دیگه نتونست خودش رو کنترل کنه به سمت رز حمله کرد و گلوی رز رو گرفت .
ل/ک: دوباره بگو چه زری زدی هاااا(باداد)
رز هم کاملا خونسرد و همراه پوزخند دوباره حرفش رو تکرار کرد(مادر ج.ن.د.ه)
لوکا دیگه نتونست گستاخی ونترسی دختر رو هضم کنه دختر رو از اون اتاق اورد بیرون وبه سمت اتاق شکنجه برد .
اوکا باخودش فکر کرد که الان دختر شروع به گریه و التماس می کنه ولی دختر کاملا خونسرد داشت رفتار لوکا رو نگاه می کرد که با چه عصبانیت دختر رو روی صندلی شکنجه گذاشت و دست و پایش رو می بست.
(ولی کی از ترس توی دل دختر خبر داشت فقط خودش و خداش)
رز : فکر نمیکردم ایقدر بی شخصیت باشی وبی مسئولیت؟
لوکا:ببین بهم بگو اون 25% سهام میخفی به اسم کیه فقط اسمش رو بهم بگو و من دیگه کاری با تو ندارم اوکی؟
رز :ههه فکردم یه کم عقل داشته باشی اخه حیوانات هم کمی عقل دارن ولی ظاهرا وقتی خدا داشته عقل می داده تو توی دشویی بودی داشم.
دلم به حالت میشوزه اخه وقتی زبون نفهم باشی چطور می خوای با اطرافیانت ارتباط برقرار کنی.
ل/ک:انگار نمیخوای با من راه بیای اوکی اینقدر شکنجت می کنم که خودت به زبون بیای ولی قبلش بخاطر اون حرفت 10 شلاق می خوری بعدش ببینم اعتراف می کنی یا نه .اگه نه که ادامه می دیم .
ولی قبلش تا خوب درد شلاق رو حس کنی باید یه کم خیس شی باهام موافق نیستی بیبببب هومممم؟
رز : هر غلطی می خوای بکن من اشتباهی نکردم این توی که به من بی احترامی کرد واین توی که من رو دزدیدی پس مقصر اصلی توییی(با داد)
ل/ک که تا همون لحظه خودش رو کنترل کرده بود با داد گفت
ک/ل:هوی شما ها اون بیرون اب یخ برام بیارید.
بعد از چند دقیقه بادیگاردها با سلط بزرگی وارد اتاق شد .
ل/ک به اون ها اشاره کرد که اب رو روی رز بریزن .
وقتی که اب رو روی رز ریختن اب از بس سرد بود بدنش شروع کرد به لزیدن ولی این برای رز مهم نبود به از اینکه لباسش کاملا به بدنش چسبیده بود بدش می اومد.
ل/ک با بی رحمی تمام 200 شلاق به رز زد ولی رز حتی صداش در نمی اومد واین موضوع لوکا رو دیونه تر می کرد.
لوکا وقتی از شلاق زدن خسته شد گفت: خوب بیب بگو اون 25% سهام مخفی مال کیه و به اسم کیه؟
رز هم به خاطر درد زیاد نیمه هوشیار بود گفت:نمی گم .
رز حاظر نبود بگه نمی دونم چون می دونست این روانی اونوقت همه این بلا هارو سر عزیزانش میاره تا به خواسته خودش رو بدست بیاره......
خوب بچه ها به خدا دستم نابود شد لطفااا حمایتم کنید😅🙏
- ۲۴.۲k
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط