مافیای عشق ( ۱۱ )❤️‍🔥

// ویو ات //
یکم که گذشت اطلاعات و پردازش کردمو خودمو توی انبار دیدم. یه انبار متروک.
ات: برای چی منو آوردی اینجا؟ آقای قاچاقچی!
جیمین: پس میخواستی بزارم بمیری؟
ات: کاش میمردم ولی دوستم جلوی چشمام نمیمرد. اونم به دستای کثیف تو!
جیمین: دیگه داری توهین میکنی! فکر نکن چون باهات مهربونم میتونی هرچی دلت خواست بگی کوچولو!
بغض کردم.
ات: این توهین نیست! اسمش حقیقته! چند ساله تو این کاری؟ تا حالا چند نفرو کشتی؟ تا حالا چند نفرو بی پدر و مادر کردی؟ جواب بده! یکیش خود منم میدونستی؟( داد)
جیمین دیگه نتونست تحمل کنه اعصابش خرد شد و اومد سمتم. بلافاصله سیلی محکمی بهم زد. تا به خودم اومدم دیدم دهنم پر خونه!
ات: عوضی
جیمین: گمشو تنهام بزار لعنتی.
خون دهانمو پاک کردمو و با همون دستای خونی خوابوندم زیر گوشش.
ات: حالا خون منم ریختی. دیگه پشت گوشتو دیدی منم دیدی. خوشبگذره!
اینو گفتم و با گریه از اون انبار کوفتی اومدم بیرون.
ادامه دارد......


آرمیا خوشحال میشم حمایت کنین💜
ممنون میشم منو به دوستاتون معرفی کنید💚
خوشحال میشم لایک کنین❤️
فالو = فالو 💛
معرفی = معرفی🩵


#آرمی
#درخواستی
#فیک_درخواستی
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#بی_تی_اس
#جیمین
#فیک_جیمین
#مافیا
#جیمین_مافیا
#فیک_مافیایی
#سناریو
#سناریو_بی_تی_اس
#jimin
#Jimin
#JM
#BTS
دیدگاه ها (۰)

وقتی داداشته....*تک پارتی*جیمین و ات چند وقتی بود که ناخداگا...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇7ویو هویج: جیمین تبدیل به ظاهر خفاشش شد...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رت : ۱۸ ویو صبح :جیمین : بیدار شدم و دیدم فرشته کوچولوم خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط