کلنگ
کلنگ
آورده اند روزی بهلول نزد قاضی نشسته بود که ..
قلم قاضی از دستش به زمین افتاد ..
بهلول به قاضی گفت :
جناب قاضی کلنگت افتاد آنرا از زمین بردار ..
قاضی به تمسخر گفت :
واقعاً اینکه میگویند بهلول دیوانه است .. صحیح است .. آخر این قلم است نه کلنگ ! ..
بهلول جواب داد :
مردک .. تو دیوانه هستی که هنوز نمیدانی ..
با احکامیکه با این قلم مینویسی خانه های مردم خراب می کنی ..
حال تو بگو این قلم است یا کلنگ ؟
»»»»»»»»» صلوات«««««««««
آورده اند روزی بهلول نزد قاضی نشسته بود که ..
قلم قاضی از دستش به زمین افتاد ..
بهلول به قاضی گفت :
جناب قاضی کلنگت افتاد آنرا از زمین بردار ..
قاضی به تمسخر گفت :
واقعاً اینکه میگویند بهلول دیوانه است .. صحیح است .. آخر این قلم است نه کلنگ ! ..
بهلول جواب داد :
مردک .. تو دیوانه هستی که هنوز نمیدانی ..
با احکامیکه با این قلم مینویسی خانه های مردم خراب می کنی ..
حال تو بگو این قلم است یا کلنگ ؟
»»»»»»»»» صلوات«««««««««
- ۱.۱k
- ۲۹ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط