{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....

....
در قلب من خسته بجز تو احدی نیست
هر کس که بیاید به قیاست عددی نیست

گفتی به من ساده اگر پیش بیایی
هرگز به تو و سینه ی تو دست ردی نیست

من آمدم از راه و نشانی که تو دادی
دیدم که به دستان تو اصلا سندی نیست

آن لحظه گرفتار ترحم شده بودی
بر من ....و دل من که سزاوار بدی نیست

از دست خودم شاکی و در بند غرورم
هر چند که این خرد شدنها ابدی نیست

گفتی که بیا دور بمانیم از این پس
دیدم به خدا فکر تو هم فکر بدی نیست

وقتی که فراموش شده خاطره هامان
از هرچه که بین من و تو بوده ردی نیست

بهتر که همان دور بمانیم چرا که
از سوی تو دیگر نفسی ...یا مددی نیست....
دیدگاه ها (۹)

....خنده ی روی لبت خاطره ساز است، بخندچهره ات با نمک خنده چه...

....تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار آیینه شدم ، محوشد...

....‌گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟تشنه ی روی تو هست...

....دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود وقتی که دنیا ، غ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞³رابرت یه میز کنار پنجره گرفته بود.به محض ورودت...

محو زیبایی او پارت ۳۷ویو رزا تهیونگ از اتاقم رفت بیرون خیلی ...

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

#ارباب_منPart: 12ویو: فردا صبحته: با تکون خوردن چیزی تو بغلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط