پارت ۱۳ زندگی شیرین

سلام 😌
ببخشید فعالیتم کم شده 😔
پس اومدم پارت بدم 😁
بعدش کلی فعالیت داریم 😇
پس وقت رو نمیگیریم بریم
شروع
.
.
.
ویو رینا :
رینا : خب نمیشه الان بگی
مایکی : نه بعدا میفهمی
دراکن : مایکی بنظرم بهتره رینا رد قاطی این چیزا نکنی اون دختره بفرستش پیش اِما باهم بازی کنن
مایکی : الان دیگه دیره باید قبلا با اِما هماهنگ می‌کردم حالا بزار امروز باهامون بیاد خوشش نیومد میتونه بره
دراکن : مطمئنی؟
مایکی : آره
یکم گیج شده بودم جو داشت سنگین میشد برای همین از بحث خارج شدم
رینا : حالا ولش کنین میام میبینم دیگه فعلا مایکی آشتی هستی
مایکی : بهم دورایاکی بده تا آشتی کنم
رینا : آخه دورایاکی از کجام.....
یادم اومد صبح موقع اومد صبح با خودم دورایاکی آوردم تا توی راه بخورم اما نشد و الان یدونه دارم همون رو بهش میدم
رینا : باشه بیا بریم تو حیاط بهت بدم
دراکن : چرا تو حیاط الان زنگ شروع کلاس ها میخوره
مایکی : بیچاره ها.... امروز معلم ما نیومده همه رفتن خونه
دراکن : خر شانس ها 🥲
دراکن : ولی تا تعطیلی ۳ ساعت مونده تا اون موقع چیکار می کنید
مایکی : نمیدونم
رینا : من میدونم
مایکی : چی؟
رینا : قراره باهم ریاضی کار کنیم
مایکی : عمرا
رینا : حتما
مایکی : نه
رینا: آره
مایکی : نههههههه
رینا : آرهههههه
دراکن : کر شدم بسه
یک دفعه زنگ خورد
دراکن : تف توش زود گمشید برید بیرون تا بچه ها نیومدن
اما تا خواستیم به خودمون بیایم همه بچه ها اومدن تو کلاس
؟؟ : وای چه دختر کیوت و کوچولویی
؟ : چه کیوته
؟؟؟ : ریو گوجی کن لاس میزنی
دراکن : خفه شو آشغال عوضی انگار دلت کتک میخواد
؟؟؟ : حالا عصبی نشد
؟ : خانم کوچولو میای امروز باهم بریم خونه
رینا : اولا کوچولو خودتی آشغال دوما نه با دوستام میرم بیرون سوما ببند دهنتو
؟؟ : چه دختر پرویی
..دراکن یکم غیرتی شد و گفت ..
دراکن : هوی حرف دهنت رو بفهم بدون به کی میگی پرو
؟؟ : ساکت شو
من از شدت خشم طاقت نیاوردم و یک لگد بهش زدم و ۲ متر اونورتر پرت شد
؟ : قوی هم که هستی
..مایکی کل این مدت داشت تلاش می‌کرد خودش رو کنترل کنه..
مایکی : رینا بیا بریم .. تیک عصبی ..
رینا : باشه
اون دو تا پسر با هم اومدن تا من رو نگه دارن و نزارن برم که مایکی سریع من رو سمت دراکن هل داد و دراکن من رو گرفت خود مایکی هم به جفتشون لگد زد و باهم بیهوش شدن
بقیه بچه های اون کلاس با ترس به مایکی نگاه میکردن
مایکی رو بل اونها کرد و گفت :
مایکی : کی میخواد نفر بعدی باشه
همه از شدت ترس لرزیدن
یک دفعه مود مایکی عوض شد و با لبخند همیشگی گفت :
مایکی: بیا بریم رینا
رینا : باش.....خداحافظ دراکن
مایکی : خداحافظ کنچین
دراکن : خداحافظ
و من با مایکی از کلاس دراکن خارج شدیم
.
.
.
پایان•
امیدوارم خوشتون بیاد ☆
لایک یادتون نره ♡
تا پارت بعد جانه ♧
دیدگاه ها (۰)

پارت جدید ..زندگی شیرین...

کسخلان گروگان

داستان

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۵

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 10رینا با دیدن پدر ناتنیش چند قدم از در فاصله...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

عشق در گنگ

سناریو مایکی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط