black dream p47

قدمی جلو اومد که انگشتش بالا اومد

"بیرون ، همین حالا!" a,t

تعجب کرد و سر جاش ایستاد

"چی گفتی؟" jk

" برو بیرون  ، تا حراست رو خبر نکردم برو بیرون" a,t

پوزخند عصبی زد و مچش رو گرفت که لرزید و دستش رو با فشار از میون قفل دستش بیرون کشید

"چته؟ چرا وحشی بازی در میاری؟" jk

نمی خواست این اشتباه برای بار دوم تکرار بشه
قسم خورده بود یبار انسان رو به اندازه ی خوبی هاش ببخشه وقتی دید به چه روزی افتاد پس دیگه خبری از بخشیدن راحت نیست

" برو گمشو بیرون بهت میگم" a,t

خنده ی گوش خراشی کرد و روی شونه هاش انداخت

" پرو شدی خانم دکتر ، پرو شدی !" jk

جیغ میکشید بلکه روی زمین بزارتش اما نه ، رو به منشی که جیغ میزد کرد و با خنده گفت

" یه خانم دکتر معذرت !" jk

توی ماشین پرتش کرد و خودش سوار شد

"ولم کن عوضی ، چی از جونم میخوای ولم کننن" a,t

فکش رو گرفت با لبخند عجیبی که بیشتر تمسخر بود اجزای صورتش رو بررسی مبکرد

" به من که میرسی حیا و عفت سرت میشه ، مگه نگفتی عاشقمی؟ عوضی بی شرف کدوم خری تونسته توی ۶ ماه جای منو بگیره هان؟ این همه ادعای عاشقی همین بود ؟ بهم بگو اون بی پدر کیه که اینطوری واسش میخندی هان؟" jk

سیلی که توی صورتش اومد شوک رو بهش وارد کرد
برگشت و با صورت پر از خشم دختر روبه‌رو شد

"خفه شو ، خفه شو و گمشو از زندگیم بیرون ؛ همه مثل تو اشغال نیستن که تو داری والدین منو وارد این قضیه میکنی " a,t

تعجبش در عرض چند ثانیه رگه های خونی توی چشماش شد!

" فقط برسیم خونه، تو صبر کن میبرمت همون خونه ای که توی ۳ ماه رامت کردم و حالا واسه صاحبت شاخ و دم در اوردی و قلدرگیری در میاری" jk

خندید و دستگیره در رو گرفت و کشید

" صاحب من تو نیستی ، صاحب من مرده ! من یه صاحب داشتم اونم پدرم بود که مرده "a,t

نفسش رو کلافه فوت کرد و دستی میون موهاش کشید

" من آدمی نیستم که بعدا دنبال کسی برم ، تو فرق داری ات من احساسم بهت عادی نیست و اینو دیر فهمیدم ؛ اومدم فقط باهات حرف بزنم و اون لعنتی رو از زندگیت بیرون کنم تا دوباره مال خودم باشی"jk

دوسش داشت ، اما با خودش گفت 'تا کی حماقت ؟'
چیزی نگفت و با صدای آرومی لب زد

"درو باز کن ، میخوام برم " a,t

چشم های تیله ایش می درخشید ، نزدیک بارش بود!
موهایی که دوباره به رنگ خودش برگشته بود زیادی به چشم های روشنش میومد و این علتی بود واسه ی مستی جئون

" میموندی لعنتی، چرا با رفتنت از پا درم اوردی ؟ زندگیم بدون تو مثل چرخ دنده قفل شده ات لعنتی خواب و خوراکمو گرفتی ۶ ماهه درست نمیتونم فکر کنم و کارم شده مست کردن ، برگرد تو اهلی من شدی ، اهلی بغل من زیبای وحشی!" jk
دیدگاه ها (۱۱)

برده عمارت جئون

سناریو بلولاک اگه تو مدرسه قلدر باشیم و اونا ازمون خوششون با...

رومان عشق پنهانی (پارت2)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

Dangerous Saviors=۱

پارت سوم---**پارت سوم: بازی با آتش**لیها با تمامِ توانش تکون...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

### ⏳ پارت پنجم: رازِ زیرزمینتیزیِ دندون‌هاش رو حس کردم... د...

رمان سوم پارت سینزدهم * هر کس هنتای فئو نیکو رو میخواد بیاد ...

P³⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط