بسیار غم انگیزم، بسیار نمی دانی! لطفی کن و حاشا کن، بسیار

بسیار غم انگیزم، بسیار نمی دانی! لطفی کن و حاشا کن، بسیار شمردن را! از فاصله‌ها خسته، محتاج به آغوشم... باید تو بلد باشی، بر سینه فشردن را! موهای تو در باد و، دین و دل من بر باد! بسپار به قاموس‌ات، بر باد سپردن را! می خندی و می ...
دیدگاه ها (۱)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

چند پارتی تهیونگ

چندپارتی جونگ کوک

🖤 مافیای منقسمت پنجم | لبخندی که هیچ‌کس ندیده بودات هنوز به ...

پارت ۲۳

**پارت ۹**چند روز از اون حمله‌ی خونین و وحشتناک گذشت. عمارت ...

مهمونی خطرناکپارت=29ویو جونگ کوکگوشیم رو توی دستم چرخوندم و ...

رمان نویسی‌ عنوان رمان تا خواستم جدا شوم تهید کرد :پارت اول ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

Cold melody part 11از اون شبِ تب و لرز، همه‌چیز تغییر کرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط