فصل²فیک؛[بازی دوباره...]
P²⁸
مینسو ویو
وقتی جونگ کوک گفت فلیکس مرده حالم خیلی بد شد گریم گرفت و رو زانوهام افتادم که جیمین بغلم کرد وگفت گریه نکن که دیگ چیزی نفهمیدم وچشام سیاهی رفت....
[پرش زمانی به دوروز بعد]
جیمین:عه بلاخره بهوش اومدی مینسو دوروزه همینطوری بی هوشی(خوشهال)
مینسو:او..هوم...راست..ی..من ..کجا..م
جونگ کوک:بیمارستان
مینسو:کِی مرخ..ص می..شم
جونگ کوک:نمیدونم...صبر کنین من میرم از دکتر بپرسم زور میام(ورفت)
جیمین:خب مینسو...میدونم تو موقعیت خوبی نیستی ولی میخواستم اینو بهت بگم...من هنوز عاشقتم متاسفم که یه مدت بادوستت رزی رابطه داشتم ولی واقعا به تو وفلیکس حسودیم
میشد..لطفا میشه دوباره..مال ..من شی؟
مینسو:خبع جی..مین..نمی.دونم..ولی ..فلیکس...کس چی
جیمین:درکت میکنم ولی بلاخره که تو باید ازدواج کنی فک میکنی فلیکس خوشبختیت رو ببینه ناراحت میشع؟
مینسو:نمیدو...نم..شای..د حق با..تو با..شه
جیمین:اگه تو بخوای مافیا بودنم کنار میزارم چون نمیخوام دوباره از دستت بدم
مینسو:باشه ول..ی..بهت..ره یه..مد..ت..ص..بر..کنیم
جیمین:باشه(ولباشو میزاره رو لبای مینسو)
جونگ کوک:خبع.....شمادونفر چیکار میکنین؟
جیمین:ها ..نه هیچی..هیچی
جونگ کوک:دکتر گفت مینسو مرخصه
مینسو خبع پس بریم خونه
جیمین:بریم عمارت من
جونگ کوک ومینسو:اوک
[ادامه دارد...]
لایک یادت نره قشنگم
مینسو ویو
وقتی جونگ کوک گفت فلیکس مرده حالم خیلی بد شد گریم گرفت و رو زانوهام افتادم که جیمین بغلم کرد وگفت گریه نکن که دیگ چیزی نفهمیدم وچشام سیاهی رفت....
[پرش زمانی به دوروز بعد]
جیمین:عه بلاخره بهوش اومدی مینسو دوروزه همینطوری بی هوشی(خوشهال)
مینسو:او..هوم...راست..ی..من ..کجا..م
جونگ کوک:بیمارستان
مینسو:کِی مرخ..ص می..شم
جونگ کوک:نمیدونم...صبر کنین من میرم از دکتر بپرسم زور میام(ورفت)
جیمین:خب مینسو...میدونم تو موقعیت خوبی نیستی ولی میخواستم اینو بهت بگم...من هنوز عاشقتم متاسفم که یه مدت بادوستت رزی رابطه داشتم ولی واقعا به تو وفلیکس حسودیم
میشد..لطفا میشه دوباره..مال ..من شی؟
مینسو:خبع جی..مین..نمی.دونم..ولی ..فلیکس...کس چی
جیمین:درکت میکنم ولی بلاخره که تو باید ازدواج کنی فک میکنی فلیکس خوشبختیت رو ببینه ناراحت میشع؟
مینسو:نمیدو...نم..شای..د حق با..تو با..شه
جیمین:اگه تو بخوای مافیا بودنم کنار میزارم چون نمیخوام دوباره از دستت بدم
مینسو:باشه ول..ی..بهت..ره یه..مد..ت..ص..بر..کنیم
جیمین:باشه(ولباشو میزاره رو لبای مینسو)
جونگ کوک:خبع.....شمادونفر چیکار میکنین؟
جیمین:ها ..نه هیچی..هیچی
جونگ کوک:دکتر گفت مینسو مرخصه
مینسو خبع پس بریم خونه
جیمین:بریم عمارت من
جونگ کوک ومینسو:اوک
[ادامه دارد...]
لایک یادت نره قشنگم
- ۴۲.۹k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط