PT48 فیک من عروسک خیمه شب بازی تو نیستم
pt48⛓
~: عهههه! خ...خب اونم همون میشه😶
_: چی همون میشه؟ 😉
~: بی حیاا!
_: اگر اسمش بی حیاییه پس بیا به عنوان زنو شوهر به بی حیاییمون عمل کنیم!
~: بنظرم بهتره عمل نکنیم هه هه 😀(خنده ضایعی کرد و یواشکی خواست از حضور جونگ کوک مرخص بشه)
_: نمیشه ما با هم تو تالار عهد بستیم!😌باید به وظایفت عمل کنی همسر کوچولو!
~: میشه بپرسم این عهد و وظایفی که میگی از کجا در اومده؟ (لحن شاکی)
جونگ کوک انگشت اشارشو تو هوا چرخوند و بعد به خودش اشاره کرد
_: از اینجا!
بعد این حرف یه دستشو پشت گردن جونگ سو و دست دیگش رو هم پشت زانوهای زنش برد
~: چیکار میکنی؟
جونگ کوک همونجوری که جونگ سو رو براید بغل کرده بود
به چشمای زنش خیره شد و با خونسردی گفت
_: وظیفه ات رو یادت نره! روّ حرفّ شوهرتّ حرفّ نمیزنیّ (بخش بخش و تأکیدی)
جونگ سو حرفش رو خورد
حتی خودش هم نمیدونست چرا به حرف مرد رو به روش گوش میکنه
جونگ کوک یه تای ابروش رو بالا میبره و با خودش زمزمه میکنه...
_: {چه حرف گوش کن....🤨😌}
جونگ کوک به اتاق رسید
جونگ سو رو ، روی تخت گذاشت ، قلش داد و با یه حرکت تو پتو پیچیدش
(بچه این حرکت مثل لوله کردن لقمه میمونه )
_:تا من میام هیچ جا نمیری!
~: با این لقمه ای که تو گرفتی اگر بخوام هم نمیتونم برم!
جونگ کوک با خنده ای که سعی در کنترلش داشت حرف جونگ سو رو تایید کرد و از اتاق بیرون رفت
به محض رسیدن به پایین راه پله دیگه نتونست خودش رو نگه داره و از خنده تلخیه شد
بعد از تخلیه شدن ظاهرش رو جمع و جور کرد و گوشیش رو از روی میز برداشت و شماره آجوما چوی / خانم چوی رو گرفت
بعد از چند بوق صاحب شماره تماس رو جواب داد:
@؟ :الو؟
_: سلام خانم چوی! 😁
@ : سلام پسر...یعنی ارباب! 😊
_: پشت تلفن نیازی نیست فقط گفتم جلوی جونگ سو اینکارو انجام بدید😅
@ : جونگ کوک چیزی شده؟ حال زنت خوبه؟
_: آره لقمه...نه یعنی چیز جونگ سو هم حالش خوبه!😅 فقط یه سوالی داشتم وگرنه نمیخواستم مزاحم تعطیلاتت بشم خانم چوی😄
@ : سر و پا گوشم !
_: آجوما چیزه..
@ : چیزه؟🤔
_: میگم اگر من دختر بودم...
@ : خب!...
_: بعد وضعیت قرمز میشدم...
@ :وضعیت قرمز؟ ببینم منظورت قاع*دگیه؟
_: اوهوم! اون موقع باید چیکار میکردم؟ میشه راهنماییم کنی؟
@ : البته (آجوما فهمید که جونگ سو پریود شده و از کیوتیه دوتاشون لبخندی رو لبش میاد) اول از همه باید لباس زیرتو آماده کنی! که البته ما تو عمارت نوار بهداشتی نداریم اگر داشتیم جاش رو بهت میگفتم که برداری ، بعد اگر میزان دردت زیاد بود کیسه آب گرم میذاری که اونم نداریم ، یا اینکه مسکن میتونی بخوری و یا پایین تنت رو با دستای همسرت ماساژ بدی (جررر😂همرو خطاب به جونگ سو میگه) و اینکه این وضعیت قرمزی که میگی بین ۷ تا ۱۰ روزه پس باید مراقب باشی ، تو این هفت روز کسی نباید.....
~: عهههه! خ...خب اونم همون میشه😶
_: چی همون میشه؟ 😉
~: بی حیاا!
_: اگر اسمش بی حیاییه پس بیا به عنوان زنو شوهر به بی حیاییمون عمل کنیم!
~: بنظرم بهتره عمل نکنیم هه هه 😀(خنده ضایعی کرد و یواشکی خواست از حضور جونگ کوک مرخص بشه)
_: نمیشه ما با هم تو تالار عهد بستیم!😌باید به وظایفت عمل کنی همسر کوچولو!
~: میشه بپرسم این عهد و وظایفی که میگی از کجا در اومده؟ (لحن شاکی)
جونگ کوک انگشت اشارشو تو هوا چرخوند و بعد به خودش اشاره کرد
_: از اینجا!
بعد این حرف یه دستشو پشت گردن جونگ سو و دست دیگش رو هم پشت زانوهای زنش برد
~: چیکار میکنی؟
جونگ کوک همونجوری که جونگ سو رو براید بغل کرده بود
به چشمای زنش خیره شد و با خونسردی گفت
_: وظیفه ات رو یادت نره! روّ حرفّ شوهرتّ حرفّ نمیزنیّ (بخش بخش و تأکیدی)
جونگ سو حرفش رو خورد
حتی خودش هم نمیدونست چرا به حرف مرد رو به روش گوش میکنه
جونگ کوک یه تای ابروش رو بالا میبره و با خودش زمزمه میکنه...
_: {چه حرف گوش کن....🤨😌}
جونگ کوک به اتاق رسید
جونگ سو رو ، روی تخت گذاشت ، قلش داد و با یه حرکت تو پتو پیچیدش
(بچه این حرکت مثل لوله کردن لقمه میمونه )
_:تا من میام هیچ جا نمیری!
~: با این لقمه ای که تو گرفتی اگر بخوام هم نمیتونم برم!
جونگ کوک با خنده ای که سعی در کنترلش داشت حرف جونگ سو رو تایید کرد و از اتاق بیرون رفت
به محض رسیدن به پایین راه پله دیگه نتونست خودش رو نگه داره و از خنده تلخیه شد
بعد از تخلیه شدن ظاهرش رو جمع و جور کرد و گوشیش رو از روی میز برداشت و شماره آجوما چوی / خانم چوی رو گرفت
بعد از چند بوق صاحب شماره تماس رو جواب داد:
@؟ :الو؟
_: سلام خانم چوی! 😁
@ : سلام پسر...یعنی ارباب! 😊
_: پشت تلفن نیازی نیست فقط گفتم جلوی جونگ سو اینکارو انجام بدید😅
@ : جونگ کوک چیزی شده؟ حال زنت خوبه؟
_: آره لقمه...نه یعنی چیز جونگ سو هم حالش خوبه!😅 فقط یه سوالی داشتم وگرنه نمیخواستم مزاحم تعطیلاتت بشم خانم چوی😄
@ : سر و پا گوشم !
_: آجوما چیزه..
@ : چیزه؟🤔
_: میگم اگر من دختر بودم...
@ : خب!...
_: بعد وضعیت قرمز میشدم...
@ :وضعیت قرمز؟ ببینم منظورت قاع*دگیه؟
_: اوهوم! اون موقع باید چیکار میکردم؟ میشه راهنماییم کنی؟
@ : البته (آجوما فهمید که جونگ سو پریود شده و از کیوتیه دوتاشون لبخندی رو لبش میاد) اول از همه باید لباس زیرتو آماده کنی! که البته ما تو عمارت نوار بهداشتی نداریم اگر داشتیم جاش رو بهت میگفتم که برداری ، بعد اگر میزان دردت زیاد بود کیسه آب گرم میذاری که اونم نداریم ، یا اینکه مسکن میتونی بخوری و یا پایین تنت رو با دستای همسرت ماساژ بدی (جررر😂همرو خطاب به جونگ سو میگه) و اینکه این وضعیت قرمزی که میگی بین ۷ تا ۱۰ روزه پس باید مراقب باشی ، تو این هفت روز کسی نباید.....
- ۸.۳k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط