برادران گیسوکمند پ.۱۴
رفت اونور و حرف زد بعدش ک غط کرد اومد و گفت
می: ..
هیچی نگف چون من پریدم وسط حرفش
یو: چیشد کارتون خواب شدی؟
می: دودقیقه اون دهنو میبستی بهت میگفتم که داداشم فک کرده خودش اون گند رو زده و خواست برم کمکش
در حد ۳۰ ثانیه پوکر همو نگاه کردیم بعد زدیم زیر خنده
یو:عجب داداشی داری تووو بیا با داداش من عوضش کنن جرررررر
بعد این حرفم ساکت شد و پوکر نگام کرد
یو: چته؟
می: توی گاو داداش داشتی؟؟
یو: اره داشتم خب؟
می: بعد نباید من بفهمم؟
یو: خب نپرسیدی منم لوزومی ندیدم بگم :/
می: خفه
یو: برو بابا تا نیومدم ب داداشت چیزی بگم
می: برو بگو تا تمام سوتی هاتو به داداشت بگم
یو : دقیقا برا همین نگفتم
می: گمشو بیا بریم بابا
منم دنبالش راه افتادم و رفتیم
....
رسیدیم دم خونه میوا و خداحافظی کردیم
منم رفتم طبقه بالا خونمون
در را با کیلید سپس با لقد باز کردم و داد زدم
یو: سلااممم اسک...
عه اینا اینجا چی میگن؟؟؟؟
باجی و مایکی و چیفویو و موز و دراکن و میتسویا کون اینجا بودن ..
وایسسااا اون شوت فرنگی اینجا چی میگههههه ؟؟
همشون برگشتن و منو نگاه کردن باجی هم یدونه زد تو سرش
شتتت الان من با این لباسا و ارایش اینجا چ غلطی کنم :/
شوت فرنگی: ب.ببینم تو اینجا چه غلطی میخوری؟؟
با صدای نازک گفتم
یو: ب.باجیی اینا کین؟
باجی: دوستام، اگه یکم فقط یکم گاو نبودی و گوشیتو چک میکردی میفهمدی دوستام خونه ان
منم با صدای معمولیم گفتم
یو: جهنم دیگه ابروی رفته رو نمیشه جم کرد جیکتون در بیاد بگین چی دیدین زنگ میزنم مامان میگم چه غلطی خوردین
مایکی: مگه ما چیکار کردیم ؟
شوت فرنگی: اثلا تو کیعی؟؟
یو: اولا باجی میدونه دوما من داداش این گاوم
شوت فرنگی هنگ کرد و بقیه هم هاج و واج زل زدن بهم
باجی هم با نیشخند گف
باجی: نگران نباش یو تا وقتی باهاشون بخوابی هیچ زری نمیزنن
تلافیه صبح رو میکنی اره ؟؟
کلاه گیسمو در اوردم و پرت کردم تو صورت باجی
یو: گامشو گاله رو ببند بابا
بعد رفتم تو اتاق و لباسام رو عوض کردم و ارایشامم پاک کردم و رفتم بیرون
تا پام رو گذاشتم بیرون باجی کلاه گیسمو پرت کرد سمتم اما من جا خالی دادم و خورد به گلدون و افتاد زمین و شکست
یو: گاووویییییییی؟؟؟ البته که هستی وگرنه همچین چیزی نمیخوردیی
باجی: حالا باید حتما جاخالی میدادی؟
یو: نه وایمیستادم منو بزنیی
باجی: خیلی مو مصنوعی درد داره میدونی؟؟؟
یو: به جای غر زدن جمش کن
باجی: میدونی ازت عکس گرفتم؟
یو: میدونی شماره مامانو دارم؟
باجی: میدونی ..
پریدم وسط حرفش
یو: مامان میدونه چه داستانایی میخونی؟
باجی: تو از کج... فضوله...
یو: اگه دست گلت رو جمع نکنی به مامان میگم دست گل رو شکوندی
باجی: منم میگم با لباسای دخترونه ا پسرا میگردی
یو : خو دروغ گفتی
باجی:تو فستیوال انیمه ای که رفتی دیدم دروغ گفتم
یو: بب...
میتسویا پرید وسط حرفمونو گف
میت: باشه بسه من جمع میکنم
یو: دست گلت درد نکنه میتسویا کن جونم ایکاش باجی هم یکم از تو یاد میگرفت
اومدم دوباره برم تو اتاقم که شوت فرنگی عین جن از ناکجا اباد پیدا شد و گفت
شوت فرنگی:....
ـــــــــــــــــــ
حس میکنم این پارت یکم زیادی چرت شد
اگه چرت شد به بزرگیه خودتون ببخشد دیگه
می: ..
هیچی نگف چون من پریدم وسط حرفش
یو: چیشد کارتون خواب شدی؟
می: دودقیقه اون دهنو میبستی بهت میگفتم که داداشم فک کرده خودش اون گند رو زده و خواست برم کمکش
در حد ۳۰ ثانیه پوکر همو نگاه کردیم بعد زدیم زیر خنده
یو:عجب داداشی داری تووو بیا با داداش من عوضش کنن جرررررر
بعد این حرفم ساکت شد و پوکر نگام کرد
یو: چته؟
می: توی گاو داداش داشتی؟؟
یو: اره داشتم خب؟
می: بعد نباید من بفهمم؟
یو: خب نپرسیدی منم لوزومی ندیدم بگم :/
می: خفه
یو: برو بابا تا نیومدم ب داداشت چیزی بگم
می: برو بگو تا تمام سوتی هاتو به داداشت بگم
یو : دقیقا برا همین نگفتم
می: گمشو بیا بریم بابا
منم دنبالش راه افتادم و رفتیم
....
رسیدیم دم خونه میوا و خداحافظی کردیم
منم رفتم طبقه بالا خونمون
در را با کیلید سپس با لقد باز کردم و داد زدم
یو: سلااممم اسک...
عه اینا اینجا چی میگن؟؟؟؟
باجی و مایکی و چیفویو و موز و دراکن و میتسویا کون اینجا بودن ..
وایسسااا اون شوت فرنگی اینجا چی میگههههه ؟؟
همشون برگشتن و منو نگاه کردن باجی هم یدونه زد تو سرش
شتتت الان من با این لباسا و ارایش اینجا چ غلطی کنم :/
شوت فرنگی: ب.ببینم تو اینجا چه غلطی میخوری؟؟
با صدای نازک گفتم
یو: ب.باجیی اینا کین؟
باجی: دوستام، اگه یکم فقط یکم گاو نبودی و گوشیتو چک میکردی میفهمدی دوستام خونه ان
منم با صدای معمولیم گفتم
یو: جهنم دیگه ابروی رفته رو نمیشه جم کرد جیکتون در بیاد بگین چی دیدین زنگ میزنم مامان میگم چه غلطی خوردین
مایکی: مگه ما چیکار کردیم ؟
شوت فرنگی: اثلا تو کیعی؟؟
یو: اولا باجی میدونه دوما من داداش این گاوم
شوت فرنگی هنگ کرد و بقیه هم هاج و واج زل زدن بهم
باجی هم با نیشخند گف
باجی: نگران نباش یو تا وقتی باهاشون بخوابی هیچ زری نمیزنن
تلافیه صبح رو میکنی اره ؟؟
کلاه گیسمو در اوردم و پرت کردم تو صورت باجی
یو: گامشو گاله رو ببند بابا
بعد رفتم تو اتاق و لباسام رو عوض کردم و ارایشامم پاک کردم و رفتم بیرون
تا پام رو گذاشتم بیرون باجی کلاه گیسمو پرت کرد سمتم اما من جا خالی دادم و خورد به گلدون و افتاد زمین و شکست
یو: گاووویییییییی؟؟؟ البته که هستی وگرنه همچین چیزی نمیخوردیی
باجی: حالا باید حتما جاخالی میدادی؟
یو: نه وایمیستادم منو بزنیی
باجی: خیلی مو مصنوعی درد داره میدونی؟؟؟
یو: به جای غر زدن جمش کن
باجی: میدونی ازت عکس گرفتم؟
یو: میدونی شماره مامانو دارم؟
باجی: میدونی ..
پریدم وسط حرفش
یو: مامان میدونه چه داستانایی میخونی؟
باجی: تو از کج... فضوله...
یو: اگه دست گلت رو جمع نکنی به مامان میگم دست گل رو شکوندی
باجی: منم میگم با لباسای دخترونه ا پسرا میگردی
یو : خو دروغ گفتی
باجی:تو فستیوال انیمه ای که رفتی دیدم دروغ گفتم
یو: بب...
میتسویا پرید وسط حرفمونو گف
میت: باشه بسه من جمع میکنم
یو: دست گلت درد نکنه میتسویا کن جونم ایکاش باجی هم یکم از تو یاد میگرفت
اومدم دوباره برم تو اتاقم که شوت فرنگی عین جن از ناکجا اباد پیدا شد و گفت
شوت فرنگی:....
ـــــــــــــــــــ
حس میکنم این پارت یکم زیادی چرت شد
اگه چرت شد به بزرگیه خودتون ببخشد دیگه
- ۵.۸k
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط