سفر جدید چهنی پارت آخر

خیلیی ناراحتم ک آخرین پارته😭
جیسو رو بردیم توی ماشین و خیلی صداش میکردیم ک بیدار شه اما بیهوش بیهوش بود رسیدیم ب بیمارستان و جین جیسو رو برد توی اتاق دکتر و بهش گفت حالش بد شده واقعا حالش خیلی بده دکتر یکاری‌کنید
دکتر فرانک:لطفا بزارید روی تخت بیمارستان خودمون حالشو خوب میکنیم
رزی:دکتر سریعتر لطفا
من و بقیه رفتیم بیرون منتظر موندیم رزی داشت گریه میکرد و بقلش کردم و بهش گفتم لطفا نگران نباش حالش خوب میشه چیزیش نمیشه😭😭
دکتر فرانک:نگران نباشید حالش خوبه بهوش اومده میتونید برید بهش سر بزنید اون کاملا خوبه
رزی آروم شد ما بدو بدو رفتیم‌پیش جیسو و هی بهش میگفتیم خوبی چطوری حالت خوبه نگرانیم:(
جین از دکتر اجازه مرخص شدن جیسو رو گرف ما جیسو رو بردیم خونه شاممون رو خوردیم و باهم رفتیم خوابیدیم
لیسا و جیسو باهم جین و کوک باهم تهیونگ و جیمین باهم من و رزی هم باهم🙃💖
صبح شد.........😯
تو تلویزیون اعلام کردن بلک پینک و بی تی اس نامزد جدید گرمیییییی😋😊😎😍
ما از خوشحالی جیغ کشیدیم😙😙
پسرا مارو سوپرایز کردن
یه خونه خوشگللللل برامون خریدن😊😋
و ب خوبی زندگی کردیم......


پایان این فیک امیدوارم خوشتون بیاد ب امید فیک بعدی😄😅
دیدگاه ها (۷)

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

اجبار به بدبختی پارت ۱۲

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

چندپارتی

پارت اخر

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 23جین بعد از تماس رینا سریع سوار ماشین شد و د...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط