عکاس/خبرنگار:خب بچه ها بریم یه عکس بگیریم!!میدوریا میتونی

عکاس/خبرنگار:خب بچه ها بریم یه عکس بگیریم!!میدوریا میتونی اونجوری بایستی؟(خلاصه کردم)
دکو:اینجوری؟؟
عکاس/خبرنگار:آره!
...
عکاس/خبرنگار:باکوگو!!پشت میدوریا بمون و لبخند بزن.
دکو:لبخند کاچان....
باکوگو:اینجوری؟؟*لبخند
دکو:*درحالی که کوشته شد*لبخند کاچان....
دیدگاه ها (۱)

آره دیگه مثلث عشقیش کردم😂روی شخصیتی ک خودم ساختمش و قراره از...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

ریاکشن

به نام خدا--سیلام🤓🌚بعد میلیارد ها سال بهار یادش اومد سناریو ...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

رمان یک نیمکت فاصله

سناریو: زخم التیامی/ پارت ۱۳نه...ناخودآگاه دویدم سمت اتاقش. ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۰

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط