چند پارتی جونگکوک ³
شب عروسی۰۰۰
+ این نمکاتو وقتی تنها بودیم بریز الان مثلا تو عروسی ایم ها
_ وقتی تنها شدیم کارای قشنگ تری انجام میدیم( پوزخند)
+ ( چشم غره)
= خب حالا عروس و داماد خوشگلمون اماده شید برای رقص تانگو
ویو ا.ت
( اهنگ بخش شد و چراغا خاموش شد و جونگکوک یه دستشو گذاشت رو کمرم و اونیکی دستش رو گذاشت داخل دستم و باهم خیلی عاشقانه رقصیدیم که اخرای رقص بودیم دیدم جونگکوک منو به خودش چسبوند و همین جوری داره نزدیکم میشه)
+ نگو که میخوای جلوی اینهمه ادم اون کارو بکنی( اروم)
_ دقیقا ( ریلکس و با پوزخند)
+( ل* اشو گذاشت رو ل*ام و خیلی عاشقانه داشت میب*سید و مک میزد که دستشو گذاشت پشت گردنم و منم دستامو گذاشتم رو س*نش
باورم نمیشد جلوی کل فامیل و دوست و آشنا و مامانو بابام همو بوس*دیم خیلی حس خوبی بود بالاخره بعد از ۴ مین از هم جدا شدیم و بعد همه تشویقمون کردن)
_ بیبی
+ جانم؟
_ مامان و باباتو نگاه کن دارن لبخند میزنن بهمون
+ مامانو بابای تو هم همینطور
_ فکر کنم خوششون اومده ( لبخند)
+ شاید ( لبخند)
+ ( یهو دیدم اهنگ seven بخش شده میدونستم کار خودشه برای اینکه
منو اذیتت کنه)
_ بیبی سلیقه دیجی چقدر خوبه نه؟
+ اره خیلی ( چشم غره)
( وسطای اهنگ بود اونجا که میگفت هر روز هفته به ف*کت میدم به جونگکوک نگاه کردم دیدم با زبونش با پرسینگش بازی میکنه و لب* شو خیس میکرد)
پرش زمانی به ۲ ساعت بعد
( عروسی تموم شد و الان منو جونگکوک سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت خونه تصمیم گرفتیم بین خونه منو جونگکوک بریم خونه جونگکوک منم لباسامو اوردم)
+( توی راه بودیم که یهو .....
ادامه دارد......
+ این نمکاتو وقتی تنها بودیم بریز الان مثلا تو عروسی ایم ها
_ وقتی تنها شدیم کارای قشنگ تری انجام میدیم( پوزخند)
+ ( چشم غره)
= خب حالا عروس و داماد خوشگلمون اماده شید برای رقص تانگو
ویو ا.ت
( اهنگ بخش شد و چراغا خاموش شد و جونگکوک یه دستشو گذاشت رو کمرم و اونیکی دستش رو گذاشت داخل دستم و باهم خیلی عاشقانه رقصیدیم که اخرای رقص بودیم دیدم جونگکوک منو به خودش چسبوند و همین جوری داره نزدیکم میشه)
+ نگو که میخوای جلوی اینهمه ادم اون کارو بکنی( اروم)
_ دقیقا ( ریلکس و با پوزخند)
+( ل* اشو گذاشت رو ل*ام و خیلی عاشقانه داشت میب*سید و مک میزد که دستشو گذاشت پشت گردنم و منم دستامو گذاشتم رو س*نش
باورم نمیشد جلوی کل فامیل و دوست و آشنا و مامانو بابام همو بوس*دیم خیلی حس خوبی بود بالاخره بعد از ۴ مین از هم جدا شدیم و بعد همه تشویقمون کردن)
_ بیبی
+ جانم؟
_ مامان و باباتو نگاه کن دارن لبخند میزنن بهمون
+ مامانو بابای تو هم همینطور
_ فکر کنم خوششون اومده ( لبخند)
+ شاید ( لبخند)
+ ( یهو دیدم اهنگ seven بخش شده میدونستم کار خودشه برای اینکه
منو اذیتت کنه)
_ بیبی سلیقه دیجی چقدر خوبه نه؟
+ اره خیلی ( چشم غره)
( وسطای اهنگ بود اونجا که میگفت هر روز هفته به ف*کت میدم به جونگکوک نگاه کردم دیدم با زبونش با پرسینگش بازی میکنه و لب* شو خیس میکرد)
پرش زمانی به ۲ ساعت بعد
( عروسی تموم شد و الان منو جونگکوک سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت خونه تصمیم گرفتیم بین خونه منو جونگکوک بریم خونه جونگکوک منم لباسامو اوردم)
+( توی راه بودیم که یهو .....
ادامه دارد......
- ۱۵۰.۱k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط