#زهرا

#زهرا
دختری #سه_ساله بود که پدرش #آسمانی شد...

#دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با #سهمیه قبول شده!!!

ولی... #هیچ وقت #نفهمیدند

کلاس #اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد #بابا...!

یک هفته در #تب سوخت...
دیدگاه ها (۱۱)

ا/ت تمام روز به حرف‌های سوکجین فکر می‌کرد.«تصمیمی که می‌گیری...

بیوگرافی

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

فیک جونگکوک

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 4 | چرا باهاش اومدی؟!صبح روز بع...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط