{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که می رسد از کناره ها

شب که می رسد از کناره ها

گریه می کنم با ستاره ها

وای اگر شبی ز آستین جان

بَر نیاورم دست چاره ها

هم چو خامُشان ، بسته ام زبان

حرف من بخوان ، از اشاره ها

قصه ی مرا ، بشنوی تو هم

بشنوند اگر ، سنگ خاره ها

ما ز اصل و اسب ، اوفتاده ایم

ما پیاده ایم ، ای سواره ها !

ای لهیب غم ! آتشم مزن

خرمنم مسوز ، از شراره ها

دور بسته را ، فصل خسته را

دوره می کنم ، با دوباره ها
دیدگاه ها (۱)

برقص!پیش از آن که پروانه هاخاطره گل های پیراهنت رابرای شکوفه...

چه شب بدی است امشب ، که ستاره سو نداردگل کاغذی است شب بو ، ک...

تو را میخواهم ؛ای آغوش جانبخش !!... (-_- ❤

شب که می رسد از کناره هاگریه می کنم با ستاره هاوای اگر شبی ز...

شب که می رسد از کناره هاگریه می کنم با ستاره هاوای اگر شبی ز...

عاشقانه های پاکشب که می رسد از کناره هاگریه می کنم با ستاره ...

ای لهیب غم آتشم مزن!!خِرمن ام نسوز از شراره ها، ما زاسب، نه ...

شب که می رسد از کناره ها،گریه می کنم با ستاره ها،وای اگر شبی...

شب شدو جلوه گر شدی، باز در آسمان منیک شبه آتشم بزن، هستی بیک...

راس تو را به روی نی ، هرچه نظاره می کنمسیر نمی شود دلم ، نگه...

شبی که دیده خود پر ستاره می‌کردمبرای غربت دل فکر چاره می‌کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط