#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب
#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب
راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می کنم
سیر نمی شود دلم، نگه دو باره می کنم
ز اشک و آه سینه ام، میان آب و آتشم
چو با توام، از این میان کجا کناره می کنم
گمان کنند دشمنان، نیست به کام من زبان
ز دور بسکه با سرت، به سر اشاره می کنم
به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد
گریه به گوشواره نی، به گوش پاره می کنم
هم سر تو بر سر نی، هم سر اکبرت زپی
گاه نگاه سوی مه، گه به ستاره می کنم
رخت به خون که رنگ زد؟ آینه را که سنگ زد
خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند
علی انسانی
🥀اَلسَّلامُ عَلَي الْحُسَيْنِ
🥀 وَعَلي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
🥀 وَعَلي اَوْلادِ الْحُسَيْنِ
🥀 وَعَلي اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می کنم
سیر نمی شود دلم، نگه دو باره می کنم
ز اشک و آه سینه ام، میان آب و آتشم
چو با توام، از این میان کجا کناره می کنم
گمان کنند دشمنان، نیست به کام من زبان
ز دور بسکه با سرت، به سر اشاره می کنم
به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد
گریه به گوشواره نی، به گوش پاره می کنم
هم سر تو بر سر نی، هم سر اکبرت زپی
گاه نگاه سوی مه، گه به ستاره می کنم
رخت به خون که رنگ زد؟ آینه را که سنگ زد
خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند
علی انسانی
🥀اَلسَّلامُ عَلَي الْحُسَيْنِ
🥀 وَعَلي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
🥀 وَعَلي اَوْلادِ الْحُسَيْنِ
🥀 وَعَلي اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
- ۳۸۳
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط