شب شدو جلوه گر شدی، باز در آسمان من

شب شدو جلوه گر شدی، باز در آسمان من
یک شبه آتشم بزن، هستی بیکران من

آتشم و شراره ام، عشق تو گشته چاره ام
آتش چشم عاشقت، شعله زند به جان من

چشمهء نور می شوم، آتش طور می شوم
شعر دو چشم عاشقت، می چکد از زبان من

عاشق و بی قرار من، خسته ز انتظار من
هیچ شبی نرفته ای از دل و از گمان من

مستم و خسته آمدم، خمّ شکسته آمدم
وای که شعله می کشد عشق تو در نهان من
دیدگاه ها (۱)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

وقتی دلم برای دلت شور  میزندچشمم نوای مستی انگور میزندبا حلق...

عاشقانه با دریا عزیزم 🦄

شب که می رسد از کناره هاگریه می کنم با ستاره هاوای اگر شبی ز...

عاشقانه های پاکشب که می رسد از کناره هاگریه می کنم با ستاره ...

فاطمیه

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

عاشقانه

گر چه پیرم عاشقت هستم حسینمن ز جامِ عشقِ تو مستم حسیندر رکاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط