راس تو را به روی نی ، هرچه نظاره می کنم

راس تو را به روی نی ، هرچه نظاره می کنم
سیر نمی شود دلم ، نگه دو باره می کنم

ز اشک و آه سینه ام ، میان آب و آتشم
چو با توام ، از این میان کجا کناره می کنم

گمان کنند دشمنان ، نیست به کام من زبان
ز دور بسکه با سرت ، به سر اشاره می کنم

به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد
گریه به گوشواره نی ، به گوش پاره می کنم

هم سر تو بر سر نی ، هم سر اکبرت زپی
گاه نگاه نگاه سوی مه ، گه به ستاره می کنم

رخت به خون که رنگ زد ؟ آینه را که سنگ زد
خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

◻️ شعرخوانی جناب آقای سید داود دهقانی در حلقه ادبی نیستان ار...

007-پنهان در مه - پارت ۹۱

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

پارت ۱۰بعد از اون نبردِ نفس‌گیر، آرامشِ کاذبی حاکم شده بود. ...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

«عشـق میـان خونـ»پارتـ⁵ــــــــــــــــــــــــــــــپنج روز...

ساعت از دو گذشته بود؛ ساعت ۲:۳۰ شب، زمانی که سکوتِ خانه دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط