|ســــــنـــــاریـــــــو|

|ســــــنـــــاریـــــــو|


~وقتی مافیان و دزدیدنت تو بهشون اعتراف میکنی و اوناهم همین حسو دارن~


نامجون: زودتر میگفتی خب.. داشتم نا امید میشدم


جین: ببخشید اذیتت کردم


یونگی:*تعجب*واقنی؟؟؟(کیوت)


هوسوک: بابت اینکه اذیتت کردم معذرت میخوام.. بیا بغلمممم


جیمین: منم همنیطور البته.. این چند وقت روت خیلی حساس بودم فکر کنم فهمیده باشی منم دوست دارم


ته: چون که اعتراف کردی مال خودم میکنمت


کوک: میدونستمممممم.... بانی من بهترین زندگی رو برات میسازم
دیدگاه ها (۰)

بی رحم تر از همه/پارت ۱۲۵

*love story*PT36

پارت 8 آخر +امشب پارتی بود هنوز مناسبتشو نمیدونستم کوک گف...

جنون مافیا ☆part12S1☆شب.... سوجین: بابا دختره احمق خوشحال با...

سلاممممم part 11 بعد از چند دیقه پانسمان تموم شد و تهیونگ ...

چند شاتیpart: ⁷جئون در اتاق پسر رو به زور باز کردو با بدن بی...

تنها با دشمن برادرم < 9بعد حرفم همه یه نگاهی به خودشون کردن ...

ی درخواستی داشتموقتی عضو نهمی، سونگمین هم روت کراشهاینجوری ب...

Rz prpr ³⁶ ویو راوی تلفن از دست تهیونگ رها شد حلقه باریکی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط