{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آخر

پارت 8 آخر

+امشب پارتی بود هنوز مناسبتشو نمیدونستم کوک گفت که حسابی به خودت برس

فک کنم خیلی مهم باشه که اینجوری گفت

راهی حموم شدم بعد بیست مین اومدم بیرون لوسیون بادی اسپلش با رایحه ی گل لیلیوم رو ردم به نواحی حساس بدنم

میخواستم امروز هم میکاپم و هم لباسم به سبک پرنسسا باشه

نمیدونم چرا من زیاد به اینجور چیزا علاقه ندارم

اما امروز اون کودک درونم انگار از خواب بیدار میشه و میگه برای یه بارم که شده مثل کارکترهای مورد علاقت لباس بپوش

موهامو با سشوار خشک کردم با استفاده از اتومو به موهام حالت دادم حالتش موج دار بود

یدونه کلیپس با نگین های طلایی که روش چندتا قلب بود رو برداشتم نصف موهامو بالاگرفتم و با استفاده از کلیپس یه حالتی بهشون دادم

روتین پوستیم که تموم شد کارهای زیر سازی پوستم رو هم انجام دادم. کوشن زدم به صورتم کانتور رو به زاویه فکم بینیم واطراف چشمم زدم بعدش کانسیلر رو به زیر چشم پشت چشم تیغه ی بینی وکمی هم به نوک بینیم زدم

یه رژگونه صورتی به سیب گونم و چونم هرکدوشون رو سرجای خودشون بلند کردم و پشت چشمام زدم ابروهامو با مداد ابرو پرکردم در اخرم پودر فیکس همراه رژ پرنگ صورتی طور به لبام زدم تموم

لباسم که نه خیلی بلند بود ونه خیلی کوتاه رنگشم سبز پاستیلی بود رو پوشیدم ادکلن رو زدم کفش ها رو پوشیدم کیفمم گرفتم دست

لیان رو از قبل اماده کرده بودم کوکم که زودتر از من اماده شده بود

از پله های خونه رفتم پایین چون کفشم پاشنه بلند بود باعث میشد صدای بلندی ایجاد بشه

رسیدم پایین که دیدم کوک و لیان با حیرت دارن بهم نگاه میکن جا خوردم پرسیدم

+کوک لیان کوک

=

-

+هویییییی( با داد )

-ها بله

+دارم دوساعته صداتون میکنمااا

=مامانی تو فوق العاده شدی الحق که مامان خودمی

+زدم به بازوش ای شیطون

-زن جعون جونگکوکه معلومه که بی نقص و زیبا هستش

=مامانیه منه

-زن منه

+بسه بسه من برای هردوتون کافیم حالا بریم که داره دیرمون میشه


بعد 40 مین رسیدیم با کوک ولیان از ماشین پیاده شدیم وقتی رفتیم داخل


همجا تاریک بود نه صدایی نه موسیقی ونه چیز دیگه این طرز فکر من بود تا اینکه یهو صدای هورااا و صوت شنیدم برقا روشن شد

دیدم همشون دوستامن و تهیونگ که میگفتن تولدت مبارک تولدت مبارک

ملیسا اومد جلو منو بقل کرد و گفت دختر تولدت مبارک صدساله بشی

+ممنونم من اصلا یادم نبود که تولدمع از همتون ممنونم

منو بردن سمت کیک و گفتن آرزو کن

بعدش منم ارزو کردم

و گفتم

+از همتون ممنونم بابت اینکه این همه زحمت کشیدید و تو جانگکوک و لیان ممنونم که کنارم هستید من بدون شماها هیچم

این شب هم به پایان رسید همه همو بغل کردن به ات تبریک گفتن براش کادو خردین و...


شیش سال بعد از زبان کوک

-سلام من همون کوک مغرورم اما بخاطر ات خودم رو تغییر دادم شیش سال گذشت منو ات الان دوتا بچه داریم لیان و سونا الان همه درکنار هم با وجود سختی ها نااراحتی ها دلشکستنی ها باز هم در کنار هم موندیم وخواهد ماند من بعد از اون قضیه از تهیونگ معذرت خواهی کردم و الان اون رفیق فابریک منه درسته این راه سخت بود اما ارزش همچین خانواده ای رو داشت .




[پایان ]
دیدگاه ها (۱۰)

شرایط پارت بعد ۳۵لایک ۱۰ کامنت ۷ بازنشر

اسم فیک :ولی تو نمیدونی که من عاشقتم +شاید تو هم زدم اره ......

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم +چند قدم جلو رفتیم که خب...

دوباره گذاشتمش 😊😊

part 4عشق پنهان《ویو ات》لباس جونگ کوک رو انداختم داخل ماشین ل...

ات: نمیخوام پدرم درمان شه.... اگه درمان شه..میره به سوهین می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط