#شعر_طنز آب را گل نکنیم، ماسک را ول نکنیم

#شعر_طنز آب را گل نکنیم، ماسک را ول نکنیم
در فرودست انگار، ناقلی عطسه زده
یا که با یک سرفه، گشته آلوده هوا.
ماسک را باید زد، دست را باید شست
واکسنی نیست کنون در ده بالا، موجود
راه درمانی نیست
پیشگیری شده تنها ره درمان و نجات
تخت ها خالی نیست
چه گناهی کرده است آن پرستار و پزشک؟
خسته گشتند دگر زین همه هشدار و پیام.
ماسک را باید زد، دست را باید شست
همگی در خطریم، همه در یک کشتی
همره و همسفریم، باید این کشتی را
به سلامت برسانیم به ساحل با هم
ماسک را باید زد، دست را باید شست
ماسک را گر بزنیم، گر بشوییم سریع دستان را
گر کمی فاصله ایجاد کنیم
با شکست کرونا، باز هم می خندیم
باز هم بار سفر می بندیم
باز هم آینه در دست برقصیم همه
باز هم تازه شود نقش و نگار دیدار
باز هم می پرسیم
خانه ی دوست کجاست؟
ماسک را باید زد، دست را باید شست
دیدگاه ها (۶)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :هر چه سوی خدا امر و نه...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۹ | «آشپزخانه دوباره به ج...

پارت دوم فردا صبح، آفتاب پاییزی از ل...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

dark life = 27

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

**پارت ۱۲**ساعتِ ۵ صبح، با صدای ضربات محکم و پی‌درپی به درِ ...

ابلیس

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_21فصل یازدهم | ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط