از خواب بیدار شدم ولی متوجه چیز عجیبی شدم چرا الان شبه و

از خواب بیدار شدم ولی متوجه چیز عجیبی شدم چرا الان شبه و تاریکه؟الان باید صبح باشد!!
از اتاقم بیرون می روم و روزنامه را برمی دارم نوشته است که امروز با خورشید گرفتگی اتفاقی مواجه شدیم. تلوزیون را روشن کردم فیلم آدم فضایی ها به پیش پخش می شد ترسی به دلم راه پیدا کرد آخر شنیده بودم هنگام خورشید گرفتگی آدم فضایی ها به زمین می ایند و قایم میشوند از شانس بدم تنها بودم.
وای نه صدای باز شدن کمد آمد ترسیدم آنقدر ترسم زیاد شد که لیوان از دستم افتاد و شکستبم باز هم همان صدا آمد.
وای این دیگر چیست؟؟شبیه انسان بود ولیسبز رنگی داشت با چشم های درشتی که سفیدی نداشت دماغش هم فقط دو سوراخ بود خیلی هم لاغر بود بطوری که استخوان های قفسه ی سینه اش به خوبی دیده میشد.
داشت به من نزدیک میشد احساس کردم قلبم دیگر نمی زند دیگر در یک متری هم بودیم که دیگر نفهمیدم چه شد.
به هوش آمدم مادرو لیوان به دست بالای سرم ایستاده بود ومیپرسید که چرا ترسیده ام آب را به من داد و من تندتند و بلند میخوردم .
وقتی ماجرا را به مادرم گفتم او گفت که همه ی خوابم رویا بود ولی خورشید گرفتگی واقعی شاید باعث خواب ترسناک دیدنم خورشید گرفتگی باشد چون شنیده ام که میگویند هنگام خورشید گرفتگی خواب های ترسناک به سراغ انسان ها می آیند
#آدم_فضایی
#افکار_و_گفتارمان_را_بنویسیم
#نگاه_کنیم_و_بنویسید
تاریخ
۹۷/۷/۱۶
دیدگاه ها (۶)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

چند پارتی (درخواستی)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

Twenty three

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_62+خانوم خانوما خریدای خوشگل...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط