پارت ۳۱
تهیونگ چند قدم جلو اومد و با صدای آروم گفت:
تهیونگ:
ـ ا/ت... میدونم دو سال از هم دور بودیم. میدونم خیلی چیزها بینمون اتفاق افتاد و شاید هنوز ازم ناراحت باشی... اما من توی تمام این مدت نتونستم فراموشت کنم.
چند لحظه سکوت کرد و بعد جعبهی کوچکی رو از جیبش بیرون آورد.
تهیونگ:
ـ من نمیخوام دوباره یه روز از خواب بیدار بشم و ببینم تو دیگه کنارم نیستی. نمیخوام دوباره دو سال رو با فکر اینکه شاید برای همیشه از دستت دادم بگذرونم.
جعبه رو باز کرد.
تهیونگ:
ـ ا/ت... میخوام از این به بعد هر چیزی که قراره اتفاق بیفته، کنار هم باهاش روبهرو بشیم.
میخوام انتخابم تو باشی... امروز، فردا و تمام روزهایی که قراره بیاد.
لحظهای مکث کرد.
تهیونگ:
ـ با من ازدواج میکنی؟
ات :
تو شک هم
ات (خنده ) : داری شوخی میکنی مگه نامزد نداری ها
ته یونگ : آت بخدا شایعه بود من تو دوسال فقط به فکر تو بودم از همون موقع که محافظت میکردم اره عاشقت بود میگفتم باید زود کارمو تموم کنم برم پیش آت. ات خیلی عاشقتم دیوانه وار دوست دارم خانم من و خونم بشی دوست دارم بجای فامیلی پارک فامیلی کیم باشه کنار اسمت وقتی از خواب پا میشم صورت زیبای تو رو ببینم عطر تنت رو حس کنم
میدونم توام دوستم داری جونگ کوک همرو گفت حالا اگه اجازه بدید میخوام خانممم بشی فقط بگو بله .
ات تو ذهنش یعنی واقعا داره ازم خواستگاری میکنه
وای
ای جونگ کوک دهن لقب
ته یونگ: برای دومین بار میگم با من ازدواج میکنی
ات: با اشک تو چشمش گفت
بلهههههه
ویو ات گفتم بله که ته یونگ منو بقل کرد و بوسه ای رو دستم گذاشت
ته یونگ عاشقتم
ات من بیشتر
ادامه دارد .....
تهیونگ:
ـ ا/ت... میدونم دو سال از هم دور بودیم. میدونم خیلی چیزها بینمون اتفاق افتاد و شاید هنوز ازم ناراحت باشی... اما من توی تمام این مدت نتونستم فراموشت کنم.
چند لحظه سکوت کرد و بعد جعبهی کوچکی رو از جیبش بیرون آورد.
تهیونگ:
ـ من نمیخوام دوباره یه روز از خواب بیدار بشم و ببینم تو دیگه کنارم نیستی. نمیخوام دوباره دو سال رو با فکر اینکه شاید برای همیشه از دستت دادم بگذرونم.
جعبه رو باز کرد.
تهیونگ:
ـ ا/ت... میخوام از این به بعد هر چیزی که قراره اتفاق بیفته، کنار هم باهاش روبهرو بشیم.
میخوام انتخابم تو باشی... امروز، فردا و تمام روزهایی که قراره بیاد.
لحظهای مکث کرد.
تهیونگ:
ـ با من ازدواج میکنی؟
ات :
تو شک هم
ات (خنده ) : داری شوخی میکنی مگه نامزد نداری ها
ته یونگ : آت بخدا شایعه بود من تو دوسال فقط به فکر تو بودم از همون موقع که محافظت میکردم اره عاشقت بود میگفتم باید زود کارمو تموم کنم برم پیش آت. ات خیلی عاشقتم دیوانه وار دوست دارم خانم من و خونم بشی دوست دارم بجای فامیلی پارک فامیلی کیم باشه کنار اسمت وقتی از خواب پا میشم صورت زیبای تو رو ببینم عطر تنت رو حس کنم
میدونم توام دوستم داری جونگ کوک همرو گفت حالا اگه اجازه بدید میخوام خانممم بشی فقط بگو بله .
ات تو ذهنش یعنی واقعا داره ازم خواستگاری میکنه
وای
ای جونگ کوک دهن لقب
ته یونگ: برای دومین بار میگم با من ازدواج میکنی
ات: با اشک تو چشمش گفت
بلهههههه
ویو ات گفتم بله که ته یونگ منو بقل کرد و بوسه ای رو دستم گذاشت
ته یونگ عاشقتم
ات من بیشتر
ادامه دارد .....
- ۳۱.۱k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط